کد مطلب: 13938 تعداد بازدید: ۲۷۹

دو سیر شتابان در آخر الزمان

شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳
متن کامل مصاحبه گروه فرهنگی مبشران ظهور با استاد گرانقدر آیت الله قائم مقامی
برای وارد شدن به بحث؛ یادم هست که جنابعالی سالها پیش نوشته و بحثی داشتید بعنوان و با موضوع دو سیر شتابان در آخرالزمان، که در آنجا فرمودید ایران و اسرائیل به عنوان نوک پیکان جریان حق و باطل به سمت رویارویی حتمی دارن پیش میرن
با توجه به تحولات عظیم کنونی شما این بحث رو چطور میبینید و دو جریان شتابان، الان در چه وضعیتی هستند؟
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
با عرض سلام و ارادات و عشق به آستان مقدس حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  و اینکه ان شاء الله تعالی که همه ما از شیعیان و یاران و انصار حضرت و ان شاءالله از ایادی حکومت و ولایت ایشان باشیم... ان شاء الله
بله؛ بحثی که ما داشتیم چند سال پیش، تحت عنوان دو سیر شتابان در آخرالزمان؛ مضمون صحبت این بود که گفتبم در آخرالزمان، با فرض اینکه میدانیم آخرالزمان چیست و مفروض ما این است که الان در آخرالزمان قرار گرفته ایم و فرض ما هم اینکه هر چه زمان جلوتر میره بویژه بعد از آنکه وقایع الهی اتفاق میفته ، یا به عبارت دیگر همزمان با اذنی که خداوند تبارک و تعالی به درجاتی از ظهور میدهد که میدانیم که ظهور مراتب و درجاته، همزمان با  اذنی که برای درجه ای از ظهور داده میشه ، ویژگی آخرالزمانی تجلی بیشتری میکنه
یعنی اوصافی که خداوند و پیغمبر و ائمه در مورد آخرالزمان فرمودند که معمولا در این اوصاف، با دو وصف مقابل روبرو هستیم؛ دو ویژگی مقابل هم مطرح میشه
وقتی که اذنی برای ظهوری داده میشه، این ویژگی ها تجلی بیشتری میکند و خودشو بیشتر نشون میده، به همین علت ما معتقدیم بعد وقوع انقلاب اسلامی که بی تردید، بی ذره ای بی تردید ، درجه ای از ظهور و فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است و پدیده ای ست که ما یقین داریم با اذن خداوند بود و امری سرخود نبوده است و نیست و اذن الهی بوده و اذن پیغمبر و اهل بیت در این جا بوده
با وقوع انقلاب که مأذون الهی ست و درجه ای از ظهور حقیقت است در عصر ما، این ویژگی آخرالزمانی ظاهرتر شده کمااینکه هر چه جلوتر رفتیم این شدت بیشتری پیدا کرده
گفتیم وقتی درجه ای از ظهور اتفاق میفته اون ویژگی هایی که در مورد آخرالزمان ذکر شده ظهور بیشتری پیدا میکند و اون اوصافی که از پیش ذکر شده را شما با وضوح بیشتری آنها را میبینید
اجمالا من عرض میکنم که در مورد اوصاف آخرالزمان ما معمولا با دو وصف متضاد روبرو هستیم که کاملا نقطه مقابل هم هست و این دو وصف متضاد در واقع بر میگردد به موضوع نفسانیت و روحانیت انسان
یعنی یک وصف ناظر به نفسانیت انسان است و یک وصف ناظر به روحانیت و معنویت  انسان؛ خب میدونید این دو جنبه در مورد انسان بوده است و هست و خواهد بود
نهایت میدانید که تابحال اون چیزی که در کل بر بشر گذشت این بوده که نفسانیت غلبه بیشتری داشته در حیثیت اجتماعی و عمومی و سیاسی انسان؛
روحانیت و معنویت در انزوا بوده؛
کسانی که در مورد اونها روحانیت غلبه داشته مثل انبیا ، مثل اولیا ، مثل  کمل از شیعیان و بزرگان، اینها در اقلیت بودند، قلیل بودند و به همین علت حاکمیت نداشتند
علت اینکه میبینید در تاریخ حاکمیت در اختیار انبیاء و اولیا نبوده به این علت بوده که در این مورد برای حاکمیت خداوند آن بعد فاعلی وجود داشته ولی بعد قابلی نبوده، قابلیت نبوده است و به همین دلیل فعلیت پیدا نمیکرده ولایت الهی و حاکمیت خداوند
نفسانیت غالب بوده، و این بدین معنا نیست که هیچ از روحانیت نبوده، زیرا همون زمانها هم در جامعه حتی، افراد بعضا درجاتی از بعد روحانی رو داشتند ولی حیث و بعد غالب نفسانیت بوده
علت اینکه این امر روشن بود از پیش و وعده ش داده شده بود ، در عقل و نقل و شهود که زمانی فرا میرسد که این نسبت تغییر میکند؛ و روحانیت انسان غالب میشود بر نفسانیت او، در حیث غالب نه در حیث برخی از افراد
غلبه حیث روحانی نتیجه اش این است که در سطح جهان و جامعه بشری منجر میشود به تشکیل نظام الهی و روحانی و دینی و معنوی که همون نظام ولایته
این امر مسلم بود و مسلم است که جهان به اینجا باید برسد و خواهد رسید
در بحث آخرالزمان تعبیری که وجود داره این است که مقاطع قبل از حاکمیت کامل معنویت و ایمان و روحانیت، این مقطع را ، آخرالزمان میگویند، با ویژگی هایی که دارد
 
ویژگیهاش چیست؟
در این دوران بعد نفسانی بشر تقویت میشود، نفسانیت انسان که تا بحال بوده، به این دوره که میرسد شدت پیدا میکند و جالب اینجاست که در همین حال که نفسانیت شدت پیدا کرده، آن بعد روحانی انسان نیز تقویت شده ، یعنی این نبوده که یکیش تقویت بشه و یکش تضعیف بشه
و شاید دقیق تر این باشد که وقتی که جهان روبرو میشه با اینکه بعد عقلی و معنوی و روحانی داره تقویت پیدا میکنه، این بعد نفسانی شدت بیشتری پیدا میکند، بویژه بعد از اینکه احساس کند آن جریان منبعث از نفسانیت و حاکمیت نفسانی و شیطانی که با خطری روبرو شده
که اون خطر همان افزایش عقله، افرایش عقل عمومی، که وقتی عقل زیاد باشه او احساس خطر میکنه
که دقیقا حادثه زمان ماست؛ که با انقلاب اسلامی ما شاهد هستیم که یک انفجار عقلانی پدید می آید در جهان ، همونطور که امام عزیز میفرمایند انقلاب ما انفجار نور است ، که حرف حقی ست، یک تعبیر دیگر این است که انفجار عقله
یعنی عقلانیت بشر با انقلاب اسلامی به طرز انفحاری زیاد میشه، نه به طرز معمولی و گرایش او به سمت معنویت و روحانیت و اون حیث قدسی و حقیقی وجود انسان است
به ویژه در مقطعی که جریان های نفسانی به یک نوع شکست و بن بست و بحران رسیدند، از جمله جریان نفسانی حاکم در غرب که میدونید اینا نظام اومانیست سکولار نفسانی غرب که ابتدائش علنا و رسما بر نفسانیت بوده بدون هیچ خجالت و رودربایستی، این جریان میرسه به جایی که به بن بست میرسد ، به بحران میرسد و مشکل پیدا میکند، بنده شخصا اعتقاد دارم که با بحران هایی که غرب پیدا میکنه (در سیاست و فرهنگ و اقتصاد و ...) بزرگترین بحران رو بنده بحران در فکر میدونم
یعنی در مقوله فکر و اندیشه و ایدئولوژی دچار مشکل بشوید یعنی نتوانید تولید تفکر بکنید و این واقعا بحران عظیمی ست
به گونه ای که ما معتقدیم اگر کسی این قسمت را داشته باشد و در قسمت ها ی دیگر مشکل داشته باشد، مثل ما در انقلاب، این قابل حله، بلافاصله قابل ترمیم است
شما اگر فکر را داشته باشید و مولد باشید درعرصه تفکر، همه چیز جبران میشه ، اقتصاد و سیاست و حمعیت و رزق و روزی و ... همه چیز جبران می شود
ولی برعکسش نه؛ شما همه چیزو داشته باشید ولی اینو نداشته باشید ، دچار مشکل میشوید، چیزی که غرب دچارش شد
 
خب یک حدود نفسانی مادی حیوانی مصادف شد با یک انقلاب، انقلاب الهی، دینی عقلانی
و وقتی این انقلاب رخ داد انتظار میرفت که این بعد نفسانی که وجود داشت تقویت شود و شد؛ این نکته مهمی ست در مسائل فلسفی انقلاب که خیلی ها بهش توجه ندارند، که فکر میکنن بلافاصله همه چیز باید درست بشه؛ اینطور نیست
انقلاب که میشود همونطور که عقلانیت تشدید می یابد و رو به فزونی میرود و گسترش پیدا میکنه و اینجا مراد  این است که بازگشت انسان به فطرت هست؛  این عقلانیت با فطرت با هم انطباق داره
انسان در وضعیت صنعتی و مدرن که حالت ضد فطرت داشت و داره، حاکمیت نفسانی؛ احساس میکند که باید از خودش دفاع کنه؛ از کیان خودش از موجودیت خودش؛ این احساس غریبی دفاع از خود، عقل را تقویت میکند؛ چون فقط با عقل میتوانی از خودت دفاع کنی؛
این حالت پدید می آید و دیگر مرزها را در مینوردد و دیگر مرز مسلمین وشیعیان باقی نمی ماند فقط  که محدود بشود و میرود جهان را میگیرد؛ و اینجوریست و الان شده
همپای تشدید گرایش عقلانی و معنوی و روحانی انسان؛  نفسانیت هم تقویت و تشدید می شود و تعبیر ما این بود که دو سیر شتابان است؛ مانند تعبیری که دو تا اسب مسابقه که هر دو باید به سرعت بروند تا یکی از دیگری جلوتر نرود؛ این دو سیر  اینگونه ست؛
اما البته این دو سیر آثار خودش را دارد؛ معنویت آثار خودش را دارد؛ نفسانیت آثار خودش را دارد؛
شما در آن واحد میبینید که هم تمایل به عبادت در سطح جهان بیشتر شده؛ میل به عبادت را به صورت روز افزون می بینید؛ عبادت داره صحنه هایی رو فتح میکنه که قبلا در آن صحنه ها نبوده؛ کسانی به سمت عبادت می آیند که قبلا عبادت نمیکردن؛ کما اینکه نفسانیت نیز صحنه هایی رو فتح میکنه که قبلا فتح نکرده بود؛ که نکات مهمی ست که باید به آن توجه داشت؛ نفسانیت حوزه هایی رو فتح میکنه که قبلا در اون حوزه نبود به علت وجود مقداری معنویت در جامعه و در سطح جهان؛
کسانی دچار نفسانیت می شوند که نباید میشدند؛ کسانی از اون طرف به روحانیت و معنویت متمایل میشوند که فکرش را نمیکردید... که در روایات هم داریم؛
 
 
سوال: اینها همان قواعد ظهور نیست که در آخرالزمان هست؟
جواب: قواعد ظهور است؛ سنن ظهور است؛ بله قواعد میتوانیم بگوییم؛ سنن میتوانیم بگوییم؛ اینها سنت های عالم ظهور است
بله؛ در روایت داریم که میگویند در هنگام ظهور ، تعبیر حضرات،قائم ما تعالی فرجه الشریف؛ کسانی خارج این امر ( امر ولایت؛ امر عقلانیت؛ همه با هم یکیست) میشوند که در درون این امر بودند و کسانی داخل این عمل میشوند که کسی تصورش را نمیکرد که تعبیر حضرت این است که مثل، عبده الشمس و القمر، مثل کسانی که شمس پرستند، قمر پرستند، کسانی که مشرکند؛ بت پرستند، ببینید که چقدر بیگانه ست، آنها بعضا؛ نه همه آنها؛ بعضا کسانی از اون عرصه به این عرصه وارد میشود و کسانی از این عرصه وارد آن عرصه می شوند؛ این به علت شدتی که پیدا شده، میل عبادت از یکطرف و از این طرف میل به قصاوت، میل به دنیاپرستی، دنیا خواهی، از این طرف دنیا خواهی زیاد میشه و از اون طرف دین خواهی و معنویت زیاد میشود و این تعبیری است که روایات دارند؛ که میفرمایند که در نزدیکی های ظهور قائم ما جهانیان دو ندا را، دو صدا را میشنوند؛ دو دعوت به گوششان میخورد، این دو دعوت و این دو نداف بازتاب این دو سیر است؛ دو سیر وجود دارد، دو اقتضاء وجود دارد در بطن این عالم که البته یک اقتضاء، اقتضاء حق است و اقتصاء نور است و اقتضاء دین ناب است ، اقتضاء حقیقت هستی ست و با ذات هستی منطبق است اقتضاء اول و نگاهش به آینده است و ناظر به آینده ست و علت این آن است که این جریان تابحال در جهان فرصت حاکمیت جهانی نداشته و در سطح جهان با مقیاس جهانی حکومت کند و این فرصت نبوده؛
 
 
یک جریان نگاهش به آینده ست و حاکمیت جهان و یک جریان نگاهش به وضع موجود و گذشته ست و تلاشش به حفظ وضع موجود و گذشته ست و البته این نکته را هم بدانیم که حفظ وضع موجود را آنها خیلی راضی به اون نیستند و وضع موجود را  از منظر خودشان میخواهند به وضع مطلوب تبدیل کنند و مراد از وضع مطلوب برای آنها این است که میگویند نفسانیت کامل نبوده، که از این نظر درست میگویند، با اینکه حکومت دست آنها بوده و قدرت نفسانیان بوده و تباقیت و اینها ولی استدلالشان این بوده و میگویند که ما حاکم کامل نبودیم و این که میبینید که در جریان باطل نیز یک نوع گرایشی به موعود گرایی هست، برای چیست؟ چرا که آمریکا و اسرائیل و غرب که حاکم جهان بودند به اصطلاح و سلطه دارند و سلطه شان برقرار است، چرا می آیند دولت اسرائیل تشکیل میدهند؟ چرا تفکر موعود گرایی پیدا میکنند؟ از اینجا ناشی  میشود که در واقع این مقدار برای ما کافی نیست... مزاحم هایی وجود دارند، مسلمانان مزاحمند، دین مزاحم است، اسلام مزاحم است، قرآن مزاحم است العیاذ بالله، کعبه مزاحم است، چون واقعا همینطور است البته، تا وقتی کعبه و قرآن وبرخی مسلمانان و عقلایی هستند، با اینکه حاکمیت دستشان نبوده ولی خب مزاحمتی وجود دارد برای حاکمیت کامل نفس؛
 
 
سوال: الان با انفجار نور دیگری که رخ داده، با این بیداری اسلامی، شما این وضعیت سیر را چگونه میبینید؟ حق و باطل الان در چه تقابلی هستند؟
 
البته این انفجار بعدی دقیقا مبتنی بر آن انفجار اول است، دقیقا ادامه این سیر است، یعنی بعد از انقلاب مبارک اسلامی ما شاهد این هستیم که به علت همیشه تابان بودن سیر جریان حق و عدالت خواهی و دین خواهی و سیر دفاع از انسان، یعنی انسان بایئ از خودش دفاع کند که من نباید نابود بشم و نباید له شوم زیر این چرخ و دنده طاغوتی و شیطانی
 
 
بعد از انقلاب اسلامی این سیر شدت پیدا کرد و این شدت سیر موجب شد که فتوحاتی برای جریان حق پدید اومد، یعنی فکر نکنید که فقط برای انقلاب های این منطقه ست، شما اگر برگردید از انقلاب به این طرف فتوحات بسیار می بینید، که دقیقا مبتنی بر همین ایجاد بیداری و عقلانیت بود، چون بیداری  بیشتر شد، عقلانیت مردم بیشتر شد
 
 
یکی از آثار بسیار درخشان این جریان ماجرای سقوط شوروی بود، سقوط امپراطوری شیطانی و نفسانی و ملحد شوروی ، این یکی از آثار و جلوات انقلاب اسلامی بود، یعنی وقتی که انقلاب در صحنه جهان آمد، ایدئولوژی  الهی مبتنی بر تفکر اسلام و تشیع مطرح شد، عدالت خواهی وقتی که از منظر شیعه و آموزه های انبیاء در صحنه آمد، جایی نبود دیگر ادعای عدالت خواهی مارکسیست ها و کمونیست ها، که ادعاشون عدالت خواهی بود، میدانید که شعارشان عدالت خواهی بود، جایی نبود دیگر، علم را گرفت از دستشان، اصلا اجازه نداد که ایدئولوژی مصنوعی در مقابل حق بتوانید داشته باشید، سقوط کرد، سقوط  آنها جالب است، این را بدونید؛ انسان های گاهی ساده لوح خیال میکردند که سقوط آن ایدئولوژی به معنای تقویت ایدئولوژی غربی ست، ایدئولوژی لیبرال دموکراسی آمریکائیه، درحالیکه عقلا، حتی عقلای غیر متدین، آنهایی که متدین نیستند ولی عقلی داشتند، حتی عقل شیطانی داشتند، میفهمیدند که سقوط شوروی در واقع به نفع آمریکا نیست، تظاهر میکردند، اعلام اینکه سقوط اون یعنی حقانیت لیبرال دموکراسی ولی میدانستدند وحشتناک است، مصیبت است؛
 
 
پایه تفکر مدرن بوده، کمونیزم تضاد ذاتی و ماهوی که با سرمایه داری نداشته، هر دو زائیده دنیای مدرنند، هر دو زائیده تفکر صهیونیستی و اسرائیلی اند، اینکه سقوط کرد عقلایشان میدانستند که خطر بوجود آمده و خطر بزرگیست ولی تظاهر میکردند که سقوط آن نشانه حقانیت آن یکیست و برخی ساده لوح های ما هم باور میکردند؛
که بله؛ کمونیسم سقوط کرد، سرمایه داری هم فلانه، که متاسفانه درون انقلاب ما هم برخی فریب اون رو خوردند، بعد از سقوط کمونیسم یک عده از متدینین ما، انقلابیون ما متمایل به لیبرال دموکراسی شدند به همین علت متاسفانه و یادشون رفت سخن حکیم بزرگ انقلاب امام رضوان الله تعالی علیه که در آستانه سقوط کمونیسم فرمود که سقوط میکنه و اون هم سقوط میکنه و در دام اون نیفتید، که الان داریم میبینیم، کاملا مشهود شده بحران درونی سرمایه داری و لیبرال دموکراسی،
بهرحال، این را میخواستم بگویم که بعد از انقلاب ما شاهد فتوحات بودیم، سقوط شوروی فتوحات بود، بیداری های منطقه، قبل از بیداری منطقه کنونی، اونچه که در لبنان اتفاق افتاد فتوحات بود، در خود فلسطین فتوحات بود برای ما، بعدها آنچه در عراق اتفاق افتاد فتوحات بود، اینها تمام فتوحات پشت سر هم ، اونچه که در ترکیه افتاد با وجود اینکه یک مقدار ریپ که آقایون و رهبرانشون میزنند ، کلیت ماجرا از فتوحات ما بود، تا رسیدیم به انقلاب های منطقه
انقلاب منطقه ببینید از فتوحات بسیار برجسته بود، بسیار درخشان بود، این نیز البته انتظارش میرفت هم عقلی و هم نقلی
که در نقل هم که میدونید این اشاره شده از ویژگیهای آخرالزمان است که از علائم آخرالزمان بی تردید همینه و قابل تطبیق هم هست و هیچ خوف هم نداریم از تطبیق
خلعة العرب اعنتها، عرب عنانهای خودش را باز میکند؛ افسار، به معنای افسار، افسار گسیخته میشود، به کی؟ به حکام خودش
خب این منطبق است بر وضع موجود و هیچ خوفی هم نیست ازش
 
 
ببینید عرب هیچوقت این کار رو نکرده بوده تا بحال، در تاریخ اگر نگاه بکنید اعراب ، یعنی اعراب مسلمان سنی، هیچوقت در برابر حکام خودشان که آنها را ولی امر میدانستند، طغیان نمیکردند، قیام نمیکردند، میگفتند این ولی امر است ، مقدس است ،  خلیفه پیغمبر است، طبق اون چیزهای جعلی که برایشان درست کرده بودند، با اینکه ظالمند، مشروب خورند، فاسقند ، ولی مسلمانند و ولی امر شما، اطاعت کنید و اطاعت خدا هم در همین است، این بهم خورده و حاصل عقلانیت است، این حاصل بیداری است، یعنی تحولی در درونها به وجود آمده، عقل ها زیاد شده، معرفت ها زیاد شده و شخصیت سنی میایستد و میگوید، چه حقی داره حاکم من که نوکر کفار باشه، چه حقی داره حاکم من متحد با بدترین خلائق، اسرائیل باشه، من چرا نباید حظور داشته باشم در صحنه؛ که الان میبینید، این انقلاب ها دقیقا آمده همین پایه های اصلی نظام ما رو، که با نظام ما واقع شد، همینو گرفته، حالا اصراری هم نیست ، مقام معظم رهبری هم فرمودند به تعبیری حساسیت دارن، نمیخواهیم بگیم از ما گرفتید، بسیار خب شما کار خودتون رو بکنید و اون اینه که دو رکن رو باید در صحنه بیارید، یک رکن مردمند، یعنی مردم باید واقعا در صحنه بیان، که این از ویژگیهای آخرالزمانه که توده های واقعی مردم در صحنه می آیندو شریک و سهیم میشوند در اداره خودشون و مدیریت کشورشون و به تعبیری آقایون میگن دموکراسی که حرفش رو میزنن ولی عمل نمیکردند غربی ها، اهل التزام به واقعیتش نبودند، انقلاب اسلامی کاری کرد که این واژه رو جدیش کرد، واژه رو شما مطرح کردید، بسیار خب، ما هم تعصبی نداریم روی واژه، ولی واقعیتش واقعیت خوبیه که باید مردم بیایند در صحنه، مردم موضوعیت دارند، این یک؛ و دو؛ حضور دین در صحنه ، که دین باید در صحنه باشه، اسلام باید در صحنه باشه، علاما باید در صحنه باشند، احکام دین باید حاکم باشه، این دو رکن، ببینید دقیقا همین در منطقه اتفاق افتاده
 
 
حضرت آقا فرمودند که از مشخصات اتفاقات منطقه، یکی مردمی بودن و دیگری اسلامی بودنش است
دقیقا همینه، ما ببینیم این دو ویژگی در منطقه اتفاق افتاده و انقلاب های منطقه بر مبنای این دو ویژگی الان جلو میره
ببینید دقیقا همان بحثه، یعنی دنبال آن دو سیر(جریان حق و باطل)، دو سیر شتابان، یعنی شوخی نداره، اون سیر تقوایی، سیر ایمانی، سیر عقلانی و سیر در واقع اجابت انسان نسبت به دعوت حق که گفتیم دو دعوت میشه، یه دعوت حقه، یه دعوت باطله
یه دعوت ما رو به مهدی علیم السلام دعوت میکنه و یه دعوت به شیطانه، روایت داریم که دو صدا میاد، دو صوت میاد، یا صیحه شنیده میشه و هر دو دعوت گرند، یکی میگه آسمان نزدیک شده، غیب داره تجلی میکنه، حضرت داره میاد آماده باشید، حق با علی (ع) و اهل بیت است و الان نماینده اهل بیت، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است
یک ندای دیگه میاد میگه، حق با شیطان است، یک بار میگوید شیطان و یک بار مظهر شیطانی رو ذکر میکنه، چون بالاخره یک مظهر قلابی لازم داره دیگه ، حق با فلان است و شیعه فلان
 
 
ببینید، این دو صدا شدیده الان در جهان، با این قید البته، چون ما باید روحیه اینها رو بشکنیم البته الحمدلله، روحیه از بین رفته به لطف خدا، شیطان که دیگر روحیه ای نداره، باید تتمه اش رو هم از بین ببریم
اون اینه که به لطف خدای متعال این دو سیر رو ما شاهدیم که همراه با غلبه سیر حقه، یعنی سیر حق غلبه دارد میکند و دارد قدرت پیدا میکن، یعنی زد و خوردی که الان هست، فتوحاتی که الان هست، اگر سوال بشه که الان فتوحات جریان حق نسبت به فتوحات جریان باطل کدام بیشتره، میگم فتوحات جریان حق، جریان حق فتوحات خیلی بیشتری داره، سریعتر، شتابان تر، زورمند تر و اون جریان، که او نیز به شدت فعاله در حال دفاع است، یعنی حالت تدافعی داره، تمام کارهایی که الان میبینید غرب میکنه که شدت هم داره، بسیار شدیده، همه جنبه تدافعی داره، انفعالی و تدافعی ست، جریان حق، جنبه تهاجمی داره، الان پیشرونده ست و تهاجمی ، یعنی ما حالت تهاجمی که با انقلاب ایلامی داشتیم، الحمدلله تعالی هنوز به لطف خدا ادامه داره، و هر کسی هم که در این وادی غفلت میکنه و می افتد زمین بلافاصله جای او پر میشه، بلافاصله اون کسانی از ما که حالت تهاجمیشون رو از دست میدن و بعد به حالت تدافعی و از این حالت هم به انفعال و اینها می افتند، بلافاصله از جای دیگر جبران میشه
 
 
از جنبه دیگری که بخواهیم به این قضیه نگاه کنیم، این بیداری اسلامی و انسانی یک نوع بازگشت به فطرت بوده، بازگشت به فطرت انسانها حتی گاهی مسلمانان، این حرکت تا چه اندازه میتواند همان زمینه سازی برای حاکمیت جهانی اسلام باشه؟ در ظاهر هم اسلام حاکم بشه...
به این صورت است که در واقع نمیشه غیر از این رو گفت، تحلیل های دیگر قابل قبول نیست، مثلا بگوییم این سناریو است، فلان است، قبل از این بوده و ... هیچکدام از اینها نیست
 
 
نه قبل از این بوده، نه قابل تصور است که سناریو غرب بوده، غرب در این ماجرا کاملا منفعل است، عین خود انقلاب اسلامی، همونطور که در انقلاب اسلامی غرب منفعل بود و گیج بود، الان هم دقیقا همینطوره، حالا درسته تلاش میکنه البته برای مصادره انقلاب ها ، تلاش میکنه، کمااینکه برای مصادره انقلاب اسلامی هم تلاش میکرد، که مصادره ش کنه، کجش کنه، منحرفش کنه، ولی در مجموع من معتقدم به شدت گیجه، حیرانه، مبهوته، و در عین حال هم به روی خودش نمیاره و تلاش هم میکنه که این رو مصادره کنه و نخواهند هم توانست، سرنخ از دست اینها خارج شده، حوادث جوریست که برگشت ناپذیره، یعنی شما به هیچ وجه نمیتوانید صحنه رو برگردونید، برگردونید به اینکه در منطقه دوباره دیکتاتورها و وابسته ها و اوباش بخواهند حکومت کنند، این تتمه ای هم که هست جارو میشن، این تتمه ای که میبینید، عربستان مثلا، کانون فسق و فساد، حاکمیتش البته، در مقدس ترین مکان روی زمین فاسق ترین و فاسد ترین ، این هم از علائم آخرالزمان است البته که چطور در مکه معظمه، کانون نور افشان عالم، کانون حقیقت، به تعبیر یه کسی این کعبه معظمه، انقدر جاذبه داره، انقدر نور داره ، انقدر قدرت داره، نرم حقیقی که نیاز به اتم هم ندارد، انقدر نور و عظمت داره کعبه معظمه که وقتی بر روی زمین وجود داره اجازه نمی دهد به اینکه در هزاران هزار کیلومتر دورتر از خودش یک مرکز فساد بوجود بیاد، کاباره، دانسینگ، قمارخانه، مرکز فحشاء، که ده هزار کیلومتر فاصله دارند با کعبه، و میدونید چرا تا بحال اینطور بوده که کعبه وجود داره، کربلا هم همینطور، کعبه و کربلا که با هم اتحاد کامل دارن در نور افشانی و قدرت نرم و دگرگون کردن عالم
 
 
علت اینکه کعبه و کربلا وجود داره، در عین حال عرق فروشی هم بوده، دانسینگ و فحشا خونه هم بوده و اینها، برمیگشته به همون عدم عقلانیت بشر، نور موجود در کعبه و کربلا از طریق عقلانیت انسان ساطع میشه و فراگیر میشه، اگر انسان عقل نداشته باشه یک دیوار گوشتی میشه جلوی نور، نفسش دیوار میشه و این نور را در همین جایگاه خودش محصور میکنه که تابحال اینگونه بوده دیگه، نمادش اینه که حاکمانی در این دو منطقه حاکم میشن که میبینیم که نفسانی اند، جالب اینجاست که نفسانی تر از سابق که میبینید کسانی که حاکم بودن بر مکه، کیا حاکمند؟ پلیدترین جریانات شبه اسلامی حاکم بوده که هیچوقت اینطوری نداشتیم در مکه معظمه در تاریخ، که یک فرقه باطل و منحط و منحرف، لات، اراذلی سنی ها به اینها میگفتند اراذلند، طرفداران ابن طیبی که زندان میکردند اینها رو ، بیرونشان میکردند سنی ها
این اراذل به کمک غرب حاکم بشن بر حجاز و سلطنت پیدا کنند و با پول نفت، اینجور فساد و شرارت و شیطنت انجام بدن در جهان ، این بی سابقه ست و از ویژگی های آخرالزمانیست
 
 
یا در عراق، کسی بیاید متولی حرم امام حسین بشود ، یک جریان فاسد ، فاجر، بعثی ، جنایتکار و صهیونیستی به رهبری صدام که الحمدلله تعالی به قدرت انقلاب فروپاشید، نه به وسلیه آمریکا که اسلام اون رو از بین برد، این ملعون دیگر هم که هست به سرعت سقوط خواهد کرد، به سرعت باید این جارو بشود، یعنی حاکمیت آل سعود؛
و سقوط آل سعود هم به این صورت است که امکان ندارد که شما فکر کنید اراذل دیگری بتوانند مدیریت کنند بر مکه معظمه و بازم به شما میگم رودربایستی نداریم که بگیم همان چیزی است که در روایات آمده
شوخی نداریم، عبدالله به درک که واصل بشه، رمزه، آل سعود که از بین بره، دیگه اراذل دیگری نمیتونه بیاد دوباره جانشین اینها بشه و مدیریت کنه بر کعبه، مراد اینه که کعبه آزاد میشود
مراد این است که کعبه آزاد می شود و آزاد شدن کعبه کم حادثه ای نیست...
آزاد شدن کعبه این است که متولی شیطان و باطل نداشته باشد و متولی ای داشته باشد که این متولی حاضر باشد که نور موجود در کعبه را ساطع کند به اعماق کره زمین و این نور به آمریکا برسد!
متولی یعنی انسان صالح و انسان صالح در زمان ما نیست مگر شیعه ، مگر اهل ولایت ، مگر مومنین ، یعنی الان متولی واقعی کعبه در درجه اول وجود مقدس امام زمان (عج) است ، ثانیاً الآن عقلاً ، شرعاً و قانونا متولی کعبه مقام معظم رهبری است چون صالح ترین فرد بعد از امام زمان (عج) ایشان است.
مقام معظم رهبری الان متولی کعبه ست، ایشان است که باید تعیین کند که امام جماعت آنجا چه کسی باید باشد، یا خودشان امامت کنند و یا خودشان حضور ندارند، نماینده مقام معظم رهبری باید آنجا نماز بخوانند؛
وقتی که نماز در کعبه نماز صالحان شد، میبینید که سد در برابر این نور از بین میره چون این نور از طریق امامت و انسان است که ساطع می شود...
 
سوال: در وعده های الهی ما وعد ه ای داریم که بسیار هم شنیدیم
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین؛
شما تحولات کنونی که حرکت توده های مسلمان بر ضد حاکمان ستمگر و مزدور و حرکت مستضعفین در سراسر جهان، در اروپا در آمریکا همین جنبش وال استریت، جنبش 99 درصدی رو چطوری ارزیابی میکنید؟
 
 
به لطف خدای تبارک و تعالی بعد از انقلاب منطقه ، خدای تبارک و تعالی ماجرا رو ادامه داد
در واقعع توسط انسان؛ ما معتقدیم که حاکمیت امام زمان حاکمیت بر کل جهانه و امت امام زمان هم مستضعفین "عالم" اند، اینها که دیگه مسلمان نیست؛ یعنی تا حالا مسلمون نبوده، این بالقوه یار امام زمانه، نیروی امام زمانه و حضرت در چنین بستری حکومت میفرمایند
مطلبی که پیش میاد اینه که این حرکتی که پیش میاد این حاکمیت همراه هست با بیداری مستضعفین عالم؛ یعنی حرکتی که دقیقا الان اتفاق افتاده
ماجرا اینه که مستضعفین عالم که اقیانوس بیکرانند و قدرتی که در این اقیانوس هست غیرقابل قیاس با تمام اتم های جهان ست؛ یعنی تمام سلاح های اتمی جهان رو به جا جمع کنید و بگید زمین رو میتونه نابود بکنه ، در برابر این اقیانوس چیزی نیست؛
 
 
نمیتونه از پسش بر بیاد؛ قدرت نهفته ست؛ نهایت اینه که این قدرت بیکران در اثر حاکمیت طواغیت ( طاغوت ها حاکم بودند؛ شیاطین حاکم بودند) و در اثر ترسوندن طواغیت که طاغوت ها میگفتند ما میکشیم شما رو؛ تکون بخورید ما میزنیم؛ یکی از طریق تهدید و یکی از طریق فریب؛ مستضعفین خاموش بودن با وقوع انقلاب اسلامی جریان بیداری مستضعفین شروع شده، سیر شتابان اینه دیگه
جریان طاغوتی نمیتوانستند و نمیتونن نمایندگی منافع عموم رو داشته باشند و دقیقا یک درصدیه؛ الان حاکمیت آمریکا صد درصد مبتنی بر اقلیت است، به لحاظ منافع مادی و دنیوی، نمیتواند منافع مادی جهان که سهل است، منافع مادی خودش را تأمین بکنه
 
 
دویست و خورده ای میلیون جمعیت مردم آمریکا هستند، کشور آمریکا، حاکمیت آمریکا نمیتونه از لحاظ مادی بگه نماینده منافع شما هستم، دنیوی و اخروی رو کار ندارم، از لحاظ مادی نمیتونه بگه تامین کننده منافع شما هستم، نیست، نماینده قلیلی است، الان مردم این را فهمیده اند، که البته این فهم نکته مهمش اینه که بالاتر از این هم هست، یعنی فقط این نیست که بگیم که حاکم آمریکا تو نمیتونی منافع مادی من رو تامین کنی، ممکنه در قدم های اول این عنوان ها باشه، ولی اینها میفهمند که شما نمیتونید نماینده واقعی ما باشید به لحاظ سعادت اخروی ما، یعنی وجود شما و حاکمیت شما با سعادت اخروی ما در تضاد است، این درک الان پیدا شده، این از این ور، اونوقت از اونور شیطان وقتی میبینه که زمانش تمام شده، فرصتش به انتها رسیده، فعالیتش رو شدیدتر و شدید تر میکنه بر مبنای همون سیر شتابان
 
 
سوال: پیش بینی میکنید شما حرکت های مردمی و مستضعفین در آینده چه روندی رو طی کنه و به کجا ختم بشه؟
 
 
من احساسم اینه که این امر شدت پیدا میکنه، جلو میره ، برگشت ناپذیره، این انقلاب های منطقه هیچ توقفی برایش نخواهد بود، با یک کمی زمان اینور اونور همه به پیروزی میرسه، طاغوت ها حذف میشن، شیاطین حذف میشن، اگر هم در این مراحل اولیه برخی از رهبران پیش بیان که فعلا در اثر این انقلابها تونستن رهبری کنند و وارد مجموعه رهبری بشند ولی نتونن خودشون را هماهنگ بکنند با متن حرکت ، مثل اینکه فرض کنید کسانی پیدا بشن در همین کشورهای انقلاب شده که انحرافاتی دارند خودشون مثلا، اینها به راحتی جارو میشن، یعنی ارابه انقلاب اینها رو زیر خودش له میکنه و به همین دلیل ما میگیم خیلی آدما نباید نگران باشند، مثلا تو تحلیل ها میگن چه فایده داره انقلاب شد فلانی آمد، اینها جلوی دماغشون رو میبنند، اینطور نیست، انقلاب اسلامی هم وقتی واقع شد، در قدم اولش افراد ناسازگار با انقلاب آمدن دولت گرفتن و رئیس دولت شدن،اینه که هیچ جای نگرانی نیست، اینها اگر نتونن، در لیبی و امثالهم فریب بخورن نسبت به شیاطین و غرب و اینها و حرکات مناسب با آنها رو بخواهند انجام بدن، مردم بلافاصله میفهمند و واکنش نشان میدهند، انقلاب ادامه پیدا میکنه و اینها رو حذف میکنه
 
 
احساس من اینه که این انقلاب ها ادامه پیدا میکنه ، ان شاءالله منجر به بخصوص، بخصوص به حوادث عربستان میشه، حجاز میشه، این مهمترین حادثه است، چون برای ما کانون های قدسی فوق العاده مطرح است، مثل مکه معظمه، مثل عتبات، قدس شریف، این مراکز قدسی و نورانی جهان، اینها در حال آزاد شدن هستند و این انقلابی که الان منتقل شده به غرب، به اروپا و آمریکا، این ادامه پیدا خواهد کرد، این دیگه از اون خبرا نیست که بعضیا، این آقایون آمریکا پرست ها و ... میگن، خیلی سابقه داشت و دلخوش نباش و همیشه بوده و حرکت میکنن و غرب کنترل میکنه و تمام میکنه، از این خبرا دیگه نیست
 
 
جالب اینجاست که عده ای در صحبت هاشون مطرح میکنند که این حرکت ها در زمان امام صادق هم بوده! جنبش ابومسلم و...
 
 
اینها جاهلانه ست، اینطور نیست، هیچوقت به این صورت نبوده، این جریان بی سابقه ست، اتفاقات آخرالزمانی بیسابقه است، منحصر به فرده...
درسته که ریشه داره طبعا در جریان حق و باطل، بدیهیست، جریان حق همیشه بوده ،  به صور مختلف و جریان باطل هم همیشه بوده ولی به این شکل ها به این صورت ها بی سابقه ست، منحصر به فرده، به قول خارجی ها یونیکه(unique) فرده واقعا، بله؛ این انقلابها ادامه پیدا میکنه، انقلاب هایی که در اروپا و آمریکا واقع شده ادامه پیدا میکنه و اونی که انسان باید دعا بکنه طبعا به درگاه خدای تبارک و تعالی ، ما بعنوان شیعه که در رأس ماجرا هستیم و ام القرائیم، ما باید هم دعا کنیم و هم تلاش کنیم که این فرآیند بیداری و عقلانیت بیشتر بشه، تشدید بشه و انسان هایی که بیدار شدند دیگر دوباره نخوابند و انسانهای بیشتری به این فرآیند بیداری بپیوندند، سریعتر، ترس که از بین رفته بیشتر از بین بره، میدونید که یکی از طلسم هایی که بر دست و پای بشر هست ترس از مرگ بوده، آقا میکشمت
 
 
با انقلاب اسلامی و جمال مبارک امام رضوان الله تعالی علیه این طلسم باز شده، کشتن مطرح نیست و من برای بالاتر از کشتن هستم و در جریانی هستم که باید حق را حاکم کنم بر روی زمین، دین باید حاکم بشه، خدا باید حاکم بشه، امام زمان (عج) باید حاکم بشه بر روی زمین، این ترس از مرگ گرفته شده به طور اساسی البته، طلسم باز شده و در نتیجه باید دعا کنیم که این فرآیند عقلانیت، این فرآیند بیداری و قیام تشدید بشه که چنانچه ان شاءالله تعالی همین باشد، برداشت ما این است که جریان ظهور که همان ظهور اسلام است ، ظهور حضرت همان ظهور اسلام است، ظهور دین است، ظهور حقیقت است، طلوع آفتاب است، این جریان با یک فرآیند کم هزینه تری واقع بشه، هزینه کتری پرداخت بشه و اگر این فرآیند بیداری که شروع شده، با اون سرعت لازم، سرعت لازم برای چی؟ برای پروژه ای که وجود داره، که میدانید با انقلاب اسلامی پروژه ی ظهور کلید خورده، هیچ شوخی هم نداریم، هیچ رودربایستی هم نداریم که بترسیم، نه واقعیتی است و زمان هم معین نمی کنیم ولی واقعیت این است که با تشریف فرمایی امام خمینی به این عالم و وقوع انقلاب اسلامی و تشکیل دولت ولایت فقیه ، پروژه ظهور کلید خورده است.
 
 
تعبیری که وجود داره، ظهور صغری و اینها درسته؟
 
 
خوبه، تعبیر قشنگیست، مسئله ای نداره
این پروژه کلید خورده، چه کسی این پروژه را کلید زده است؟
خداوند کلید زده ، امام زمان کلید زده است ،یعنی کسی نمی تواند این را برگرداند...
نهایت فقط این است که این پروژه ظهور برای تمیم و تکمیل خودش از الآن تا هنگام تکمیل فرآیندی طی میشود، این فرآیند برداشت بنده این است که دیر و زود دارد و  یک شکل فقط ندارد. بسته به اراده و حرکت انسانهاست!
چقدر این زیباست، اینکه شما در روایات هم میبینید، یک مقدار که خوب بررسی کنید و دقیق ببینید این حالت شناور رو میبینید
این نیست که بگوییم که حتما حتما ظهور با کشتن چهار پنجم از مردم جهان همراه باشه، بله؛ ما این رو داریم به عنوان هشدار، این یک هشدار است، میتواند باشد و میتواند نباشد، میتونه تغییر کنه، یعنی میتونه فرآیند حاکم شدن حق و تغییر نظام به موعود و مطلوب با کشتن یک چهارم نباشه، چه لزومی دارد، به راحتی میتوانیم بازنگری کنیم در این روایت، دلیلمان هم وقوع انقلاب اسلامی است
 
 
اراده، بازگشت و توبه انسان ها میتونه عذاب رو برگردونه، میتونه این ویژگی رو که روایت داریم که سه چهارم و یا چهار پنجم مردم کشته میشوند و البته فرمایشات درست هم هست از روایات مبارک ائمه هم هست و بر چشم ما جای دارد ولی ائمه روایات دیگری هم دارند و تعالیم هم به ما دادند و یاد دادند که چگونه نگاه کنید و تفسیر کنید، بله یک وجه قضیه است
 
 
من احساسم این است که از آن لحظه ای که پروژه کلید خورده است (کلید خوردن با کلید نخوردن پروژه فرق می کند، فرق می کند تا قبل از انقلاب اسلامی) ، یا باید انشاءالله این الگوی انقلاب اسلامی که قیام عمومی بود و عموم مردم بیدار شدند و گفتند شاه را نمیخواهیم حکومت اسلامی و امام خمینی را میخواهیم و ملت ایستادگی کردند که خیلی مهم است و مثل کوفی ها که یابن رسوالله تشریف بیاور و تا خطر را ببینند ترک کنند و بترسند، ایرانی ها که سلام خداوند بر این قوم باد که واقعا جای ستایش این قوم هست از این منظر و حقیقتا ایرانی ها فوق العاده اند، نابغه اند و مثل آفتاب می مانند این قوم قیام کرد و ایستادند، عقب نشینی نکردند و پشت سر ولی فقیه ایستادند و نائب امام زمان را تنها نگذاشتند و 33 سال اینطوری بوده و مردم جهان وقتی دیدند که این قوم تنها نمیگذارد حاکم خودش را ،چون ممکنه گفته بشه چرا قبل این 30 و اندی سال انقلاب های منطقه واقع نشد؟ در اینجا باید گفت که این استقامت ایرانیان است و نمونه عینی دیده اند، چون قبل از این، حتی قبل از همین ماجرای حوادث اخیر ، از هشتاد و چهار به این طرف ، برخی دولتمردان ما حالت انفعالی پیدا کرده بودند، انفعال، یعنی دست رو ببرید بالا حله مسئله، این تاثیر میگذارد، اونها به ما نگاه میکنن، ما ام القری آنها هستیم، مرکزیم، وقتی دیدند نخیر بعد از سی سال دوباره ملت محکمتر سر جایش است و در صحنه و پشت سر ولی امر خودش و دوباره همان مبانی خودش را می آورد در صحنه با شدت و حدت بیشتر ، این موجب شد که انقلاب برکت پیدا کند، انقلاب های منطقه...
 
 
به هرحال مسئله این است که ان شاء الله تعالی مردم جهان، چه مردم منطقه ما، چه بقیه مردم جهان که فعلا اروپا و آمریکا به حرکت آمده که من درود میفرستم بر مردم اروپا و آمریکا، برادرها و خواهرهای ما هستند، روسری هم ندارند ولی برادر و خواهر ما هستند، اونی که جلوی ظلم بایسته، اونی که قیام بکنه، نه بگوید به حاکمیت طاغوت، برادر و خواهر ماست و باید بر اونها درود بفرستیم و دعا باید بکنیم
دعا کنیم که قیامشان ادامه پیدا بکند و بعد دعا کنیم که این مناطق دیگر که فعلا نشسته اند سرجایشان ، مناطق دیگه، نژاد زرد(چین و ...) اینها باید به حرکت بیاند، خیال نکنند که چین است و ساکت نشسته اند کار اقتصادی میکنن و این حرف ها نیست، باید در صحنه جهان بیایند و موضع خودت را نشان بدهی و باید حرف بزنی
امیدوارم ان شاءالله این انقلاب ها و قیام ها ادامه پیدا کنه به طوری که الگوی انقلاب اسلامی در سطح جهان واقع بشه، در الگوی انقلاب اسلامی میبینید که نظم طاغوتی به نظم الهی تبدیل شد با کمترین هزینه، قرار نبود عظیم ترین کشتار بشه، خیلی کمتر از اینها دو سوم و... ، کشتاری که انجام شد چه توسط طاغوت، چه شاه انجام  و چه جنگ تحمیلی، بسیار قلیل بود نسبت به این حادثه عظیمی که واقع شد، این انتظار میرود در سطح جهان؛
 
 
و این هشدار را باید بدهیم!
نکته مهمیست؛ اگر جریان بیداری که شروع شده ، آهنگ خودش را با آهنگی که رئیس پروژه برای پروژه معین کرده ، تطبیق پیدا نکند  و کند باشد، رئیس پروژه که خداوند و امام زمان است آهنگی را معین کرده اندبرای وقوعش تا تتمیمش، اگر مردم جهان منطبق شدند، فبها المراد، با کمترین هزینه و اگرنه آهنگ آن کند باشد و نخواهد تطبیق شود ، آن موقع بایستی منتظر هزینه ها بود و جهان بایستی منتظر این امر باشد و شوخی هم ندارد و احتمالاً جنگها و استفاده از اتم ، باید منتظر بود، کشتارهای بزرگ و البته امیدوارم و دعا می کنم انشاءالله اینطور نشود ، نه این که کشتن خطری دارد و ... برای اینکه بشریت نشان بدهد که چه قدرتی در انسان وجود دارد، این انسان است که وقتی قیام کند سلاح را از دست طاغوت میگیرد، یعنی خلع سلاح میکنه شیطان رو ونمیگذارد که او دست به اتم ببرد و دست به این سلاح های مخرب ببره، همانطور که در ایران قیام مردم اجازه نداد به این که طاغوت در سطح وسیع و گسترده، فکرش را هم کرده بود البته، فکر اینکه در دهه فجر بیایند و یا روز 21 بهمن 1357 رژیم شاه بیاید و مردم را له کنند و بگیرند و ... اما نمیشد دیگر، اجازه اش نبود، خلع سلاح شد،  امیدوارم در سطح جهان نیز ان شاء الله اینطور پیش برود...
 
 
سوال: حاج آقا تعبیری از شما شنیدیم که ما نباید از وقایع عقب بیفتیم، از وقایع کنونی جهان و وقایع ظهور بسیار سریع شده و سعی کنیم از وقایع عقب نیافتیم
 
 
این که از وقایع نباید عقب بیافتیم بحث حقی است، وقایع بسیار شدید هست در عصر ما و سرعت خیلی شدیدی دارد یعنی آهنگ شدیدی دارد بعد از انقلاب اسلامی،  یک فصل متفاوتی بعد از انقلاب است، از انقلاب به این طرف حوادث سرعت دارد، شدت داره و در این میان انسان حالت های مختلفی میتواند پیدا کنه، حالت هایی که گاهی متوجه نباشه که چه اتفاقی داره میفته و عقب بیفته
اجمالا من عرض میکنم که حوادث بعد از انقلاب اسلامی کلا از همان جنس انقلاب است و همان چیزی است که در قرآن کریم هم ذکر شده و در روایات آمده که لاتقطیع الی بقتتا
 
 
حوادث بقتتا می آید، ناگهان می آید در حالیکه زمینه داره، در قرآن کریم آمده جاء اشراطها، علائمش آمده با اینکه علائمش آمده ولی بقتتا است، چرا بقتتا؟ پس برمیگردد به همان بحث علامت خوانی، علائم را نمیخوانند، علائم را متوجه نیست انسان، علامت را وقتی متوجه نباشی شما حادثه برایتان بقتتا است و ظاهر آیه و روایت هم این را میرساند، حتی آن کسی که علامت خوانی میکند برایش بقتتا است، چه برسد به اینکه علامت خوانی هم نداشته باشی ، یعنی کسی که علائم را متوجه نمیشود، او دیگر خیلی بقتتا تره به اصطلاح
ولی حتی کسی که علائم  خوانی دارد، آنقدر حوادث شدید است و عظمت دارد و پیش بینی ناپذیر است، میدانید که الان ما در وضعیتی هستیم که غیر از خطوط کلی حرکت و اتفاق که قابل رصد و تبیین است، حوادث میانی قابل رصد نیست؛
یعنی به عبارت دیگر موارد جزئی است که ما را دارد به آن خط کلی میرساند و خط کلی ما قطعا میدانیم که انسانها بیدار میشوند، عاقل می شوند، دین حاکم میشود، خداوند حاکم می شود و امام زمان (عج) حکومت خواهند فرمود و این خط کلی ست
 
 
ولی از این مرحله تا آن مرحله چه فرآیندی طی می شود، جزئیاتش را نمیدانیم ، حوادث غیر مترقبه ست، بقتتا است و این معنی اش این است که انسان باید بیدار باشد، متوجه باشد، مراقب باشد وقتی حادثه اتفاق افتاد، عقب نیفتد از آن
مثل همین ماجرای انقلاب های منطقه، انقلاب های منطقه حادثه بزرگی بود؛ اتفاق عظیمی بود، این حادثه موجب شده که کسانی عقب بیفتند از آن
یعنی مثل اینکه درست متوجه نیستند که چه واقع شده، برای اینکه ما عقب نیفتیم یک ویژگی هایی لازم است؛
اینکه عقلانیتمان دائم باید باشد
جنبه جهادی را باید داشته باشیم
تقوی را باید بتوانیم در خودمان همچنان نگه داریم
عشق را باید داشته باشیم، حب اهل بیت باید باشد
بدون اینها نمی توانید شما، اونی که عاشق است ، اونی که عاقل است سینه اش منشرح است به سوی جلوات ظهور
 
 
وقتی خدای نکرده عقلانیت ضعیف میشه یا در عشق ما و در محبت ما به حقیقت نقصانی پدید بیاد، عشقمون بره برا دنیا بره برا ماده بره برا پول بره برا قصر خدای نکرده .کاخ نشینی پیدا بکنیم عشق به دنیا پیدا بکنیم دراین صورت شما حادثه رو نمیتونید بگیرید حادثه میاد و شمارو گیج میکنه مبهوت میکنه  تحلیل رو از ما میگیره نمیتونید شما درست تحلیل بکنید  که این چه واقعه ایست که اتفاق افتاده الان چطوره که انقلاب منطقه واقع بشود بعدما بشنویم البته حالا نمیخوایم نسبت به کسی دیدیم خدای نکرده چون این میشه بی تقوایی بیخودی نسبت دادن البته .ولی کلیت مسئله را از بعضی جاها ,ممکنه حالا زمزمه هایی  که بیاد بگه اقا این انقلاب منطقه کار آمریکاست.کار آمریکاست انقلاب منطقه؟؟اول انقلاب میگفتن انقلا کار انگلیسه! خب این مگه متوجه نیستید که داره چه اتفاقی میفته د رجهان. برای این فهمیدن حوادث ماباید درخودمون اهنگ وجودیمون رو تقویت کنیم.اهنگ وجودیم از دو طریق عقلانیت و محبت – عشق و عبادت و خلاصه به قول امام از خدا بخواهیم که همچنان پابرهنه باشیم. خیلی مهمه . پابرهنه که باشیم چیزی نداریم از دست بدیم دیگه.اقا اونی که یه چیزی پیدا کرده مالی مقامی فلانی ثروتی چیزی اینا.خونه شبیه قصر دیده بعدم بی انصافی میکنه میگه هزار تومن بده من بخرم حداقل نمیگه ده هزار تومن بخریم خونه رو از شما. عرض شود که  به هر حال  خمس خدای نکرده شما وابستگی  به مال به مقام به پست به فلان بهمان این موجب نشه که شما متوجه حا دثه نباشیدچی داره اتفاق میفته ولی انسان عاقل انسان روشنفکر و عاشق میگه سینه ش بازه حادثه که بیاد همین طور میگیره و می پذیره و  هضم می کنه و تایید میکنه ماهم امیدواریم اینطوری باشه که..
 
 
سوال : بشارت فتح و پیروزی و استحکام جهانی (نامفهوم) اخر الزمان , ایجاد امید  و حرکت و انگیزه چه نقشی میتونه داشته باشه
 
 
ببینید نقش بسیار بسیار مهمی داره قطعا و یقینا. مهمترین نقشش در واقع اینه که موجب میشه انسان در این کشاکشی که الان هست واین نبردی که وجود داره نبرد بین حق و باطل نبرد بین خداو شیطان بین اثبات خدا و نفی خداست ببینید شاید تعجب بکنید این سخن رو بگید مگه کسی نفی میکنه خدا رو. بله. کفار نفی میکنند.کفار اینکه لفظ خدا رو بیارن اون اثبات خدا نیست امریکا و اسرائیل اسم خدا رو بیارن اون اثبات خدا نیست الان دعوایی که وجود داره دعوای اثبات و نفی خداونده . یعنی انقلاب میخواد خدارو اثبات کنه . کفار میخوان نفی بکنن. و تمام انسانها درگیر بین اثبات و نفی هستند.و گاهی اوقات به علت اینکه هجمه زیاده نبرده دیگه .نبرده شوخی نداره.نبرد سنگینه . گاهی اوقات بعضی کم میارن. توجه میکنید.کم میاره دچار تردیدمیشه. دچار ضعف میشه دچار ترس میشه .وحشت میکنه  دچار تردید میشه. آیا میشود؟ میشه ادامه داد ؟ خب برای مقابله با این حالتهای سوء ,که تردید و ترس و توقف و ایناست ما دائم باید خودمون رو به اصول ومبانی متذکر بکنیم.
 
 
سوال: همین بشارت دادن
 
 
بله و مهمترین اصول و مبانی همین مسئله ظهوره .این اصل اعتقادی مذهبی عقلی ماست که جهان به طرف ظهور حقیقت دین و اسلام ناب و ظهور انسان کامل داره میره .دائم خودمون رو متذکر بکنیم به یاد بیاریم دائم باید برگشت داشته باشیم به  روایات و اخبار تحلیل کنیم بررسی کنیم من بارها گفتم نترسیم.علائم خوانی بکنیم به خودمون بشارت بدیم و به دیگران بشارت بدیم .این بشارت این نیست که بگیم آدما اگر نشد فلان میشه , همین حرفایی که مطرح میشه, اگر نشدی ندارد.بشارت اینه که جهان داره به سوی حقیقت میره , جهان داره به سوی حاکمیت خدا میره, مبادا گول بخوری تو این وسط, مبادا این هجمه هایی که هست این فشارهایی که رو شماست مبادا موجب تردید بشه مبادا موجب ترس بشه مبادا موجب بشه که دستتو بکشی از این ریسمان . که فعلا ریسمان نورانی و مبارک ولایت الان در اختیار ماست ؛ولایت فقیه.عروةالوثقی  منتظران الان ولایت فقیه هست. مبادا ازاین دست بکشید.با هر توجیهی بخوای از این جدا بشی , (نامفهوم) شدی.و سقوط میکنی خدای نکرده. این شما باید باشید .الان شما ببینید واقعا در سیمای رهبری شما چی می بینید؟من یه جایی گفته بودم که وجود مقام معظم رهبری که تو متن حکومت و نظام هست تو متن مشکلاته  نزدیک میبینه  حس میکنه و میدونه و واقفه و اشراف داره   از یه جهت بخواید نگاه کنید شاید اگه اون نور نباشه او ن حقیقت نباشه اون دیدگاه مهدویت نباشه بیش از دیگران باید خدای نکرده خسته بشن یا مایوس بشن .نمیشه دیگه, نمیشه.نشد یا فلان شد ما نتونستیم پیاده بکنیم ولی شما در چهره مبارک ایشون بزرگترین امید رو می بینید.در چهره ایشون کوچکترین یاسی تردیدی خستگی نمی بینید اینا چیه؟ درسه!. تو بطن حکومت می بینه .شما فکر میکنید مثلا  مقام معظم رهبری نمی بینه مشکلات رو؟! یا نمیداند در درون نظام نیز ظلم واقع می شود؟بله ظلم واقع میشه در درون نظام.فساد واقع میشه. اونی که حقیقت رو درک کرده اونی که آینده رو می بینه انی که پروژه رومتوجه شده نه خسته میشه نه...! چرا این آقایون بعضی از اقایون و دوستان و برادران ما دچار ناامیدی میشن؟!
 
 
چرا دچار سکولاریسم میشن ؟! خیلی جالبه ,بعد از سی و سه سال حالا دیگران به طرف حکومت اسلامی اومدن اقا که سی و سه سال تو انقلاب بوده میگه نه نه نه دین نمیتونه کاری بکنه! میدونید چرا؟ یه علتش اینه که مثلا مشکلات داخلی رو دیده مظالم رو دیده خب بله ظلمه ظلم داخلی هم اونی که میکنه مسئولشم خودشه خود اون ظالم مسئوله باید جواب بده نزد خدا و آخرت , خب , اینا رو دیده فسادها رو دیده بعد میگه اصلا باورش از دست رفته که میشود دین حکومت کنه میگن نمیشه دین حکومت بکنه ما باید دوباره برای حکومت برگردیم به سکولاریسم,برگردیم به عقل عرفی , برگردیم به روشی که غرب میگه  دینم دیگه برگردیم به مسائل فردی  دینم میگه اقا نمازتو بخون روزه تون بگیر دعاتو بکن ایناهمون حرف ارتجاعی   قهقهرایی قبل از انقلابه.
 
 
این مسئله است . برای اینکه این چیزا پیش نیاد بله دین باید با تفکر مهدویتی داشته باشیم .در رابطه با ظهور انتظار آینده امام زمان (عج)  غیبت این چیزا صحبت بکنیم و البته . الا اینکه انسانهای انقلابی واقعی و منتظران واقعی که دستشون به عروة الوثفی روحانیت فقاهت و ولایت فقیه هست هرگز و هرگز نه دچار افراط میشن نه تفریط .افراط به این معنا که فرض کنید که فکر می کرده که تو فلان مقطع زمانی بایدواقع بشه بعد دیده نشده خسته بشه مایوس بشه ابدا این حرفا نیست .یه منتظر, منتظر واقعی هیچ وقت عرض شود که هیچ حادثه ای پیش نمیاد که اورا خسته کنه مایوس کنه ناامید کنه بگه آقا من فکر میکردم فلان ..این حرفا نداره که..
 
 
سوال: یه عده ای میان میگن نباید بشارت بدید چون باعث ناامیدی میشه؛ میگن اگر نشد چی!
 
 
این تفکر غلطه . این تفکر قطعا غلطه .زیرا که هرگز ما یک اصل رو نمیتونیم به واسطه برخی از عارضه ها, برخی از عارضه هایا برخی از سوأء استفاده ها تعطیلش کنیم .اصلا!. شما دائم باید به خودتون بشارت بدید.بشارت به خودت اول باید بدی. بشارت یعنی مژده .وقتی مژده رو پذیرفتی که سراپای وجودت میشه نشاط سرزندگی امید استقامت تقوا جهاد و فهم وقتی به این مژده رسیدی و هیچ مشکلی نتوانست برشما غلبه بکنه این مژده رو باید انتقال بدی به دیگری مبشر بشی.بشارت بدی که آقای دیگری , برادر دیگری , خواهر دیگری , مبادا گول بخوری مبادا بترسی .مبادا فکر کنی حاکمیت کفر ابدیه. اینجوری نیست . بله . حاکمیت الهی نزدیکه .نزدیک است و باور باید داشته باشه شخص این رو.خودش باید این باور انتقال بده و آماده هم باشه. آماده ی اینکه عرض شود که تا قیام قیامت اگه به فرض بخواد طول بکشه من هستم.این ویژگیشه دیگه.تا ابدیت من هستم.اگه فردا واقع شد من ان شاءالله می پیوندم.همین آن واقع شد .(کاملش البته وگرنه که چیز واقع شده دیگه.) می پیوندم.اگرم بخواد یه میلیارد سال دیگه طول بکشه بازم من هستم . بازم هستم.دیگه حالا بحث زمان و اینا مطرح بشه.به هرحال اینه که این حالتا , بله , این خصوصیاتو داره , کسانی که تفکر عمیق مهدویتی و دینی دارن میتونن از پس این کشاکش ها موفق بیرون بیان و نلغزند.
 
 
سوال :شما با این مباحث و دیدگاه آشنا هستیدوبا افرادی که در جامعه با این دیدگاه اشنا هستندو پیگیری کردند بحث نزدیک بودن ظهور روتحولات منطقه رو.چه وظیفه ای در قبال جامعه دارنددر انتقال این مفاهیم و انتقال این اخبارو در انتقال این بشاراتها
 
 
اصل مطلب برمیگرده به همین انتقال امید, انتقال امیدو نشاط یعنی اینکه شما باید کاری بکنید که نشاط جامعه همیشه در سطح بسیار بالایی باشه خستگی نباشه ترس نباشه ناامیدی نباشه سیر قهقرایی نباشه درحالیکه خودتونم میدونید هیچ وقت همراه با امید دادن بیخودی هم نیست زمان معین کردن هم نیست که بگیم اگه نشد شق برگرده این حرفا نیست ایجاد این حس که باور بکنه انسان که حقیقت در  حال طلوعه و تو باید وابسته ی به این خط باشی و تو در این طلوع سهم داری (میتونی سهم داشته باشی ) میتونی نه , سهم داری  نه که میتونی داشته باشی , سهم داری  , (اگه احرا بکنی ) بله میتونی هم ضد این باشی  ؛ چون این طلوع , طلوع این آفتاب دو بعد داره یک بعد فاعلی یک بعد قابلی ,فاعلیش دست خدا ست دست امام زمانه که وجود داره الان این آفتاب , قابلیش  دست کیه ؛ دست بنده وشماست,دست انسانهاست یعنی مااگر قابل بودیم پذیرفتیم این افتاب درمن طلوع میکنه در شما طلوع میکنه با طلوعش در من و شما در جامعه طلوع میکنه و درجهان طلوع میکنه انسان نقش درجه یک دراین مورد داره این بشارتها حسنش اینه که انسان رو دوباره دچار جبر گرایی نکنه که خیال کند که اقا یک تقدیری معین شده منم بشینم خدا خودش کارخودشو میکنه, این حرفا نیست  تقدیر از پیش رفته ای که خارج از من و شما باشه شکل نگرفته . بله البته این تعبیر رو من گفتم که وقتی پروژه ظهور کلید میخوره ظهور دیگه باید واقع بشود یا از طریق قیام بشر پیوستن عمومی انسانها  و یا از طریق ضرب و شتم  ما تعبیرمون اینه ضرب و شتم پیش بیاد بله ادما بیدار میشن  یه میلیارد نفر کشته شدن  تکون میخوری یعنی چهار ستون بدن ادم به حرکت میاد که چی شده که اینطور شد.و این میبره شما رو که به آسمان رجوع کنی و به خدا رجوع کنی و به غیب رجوع کنی وانسان از غفلت دست برداره و از الدنگ بازیش دست برداره اینه که در نتیجه بسیار بسیار مهمه این بشارتها این مژده ها بر خود و دیگران همراه با راهکار خودش که  راهکارش همون دیانته راهکارش اسلامه راهکارش تقواست راهکارش فقاهته درهمین جا من تاکید کنم این نکته رو برادرا بدونید که فقاهت دراین مورد نقش عظیم بازی میکنه مبادا کسانی خیال کنن که اقا فقاهت! نه این خبرا نیست.
 
فقاهته که قائم مقام علم عصمت و طهارته؛ فقیه واقعی البته که الان الگوی درخشانش در مقام معظم رهبریست و کسانی از فقیهان که درک ولایت  ایشون رو کردن مجتهدین واقعی ؛ فقیهان واقعی ,عالمان و فاضلان واقعی .فقاهت نقش فوق العاده مهم داره بدون فقاهت ما نمیتونیم متوجه حوادث بشیم .فقاهت,ولایت ,  اجتهاد ,تقوی , عشق به امام حسین , اقامه ی سنت به همون صورتی که تا به حال بوده مثل عزاداری , گریه بر ابا عبدالله ,این باید همچنان ادامه داشته باشه و نماز سر وقت و دعا به درگاه خدا که خدا کمک کند که آدمی یعنی منتظران همه ی ابعاد دین رو اقامه کنند همش رو .گزینش نکنند.که این بله این نه . گزینش میدونید مال کسی است که یه چیزی تواین دنیا داره میترسه از دست بده.فرض کنید مثلا چند میلیارد داره از حکم خمس وحشت داره . میگه اقا نمازو بگو روزه رو بگو حج رو بگو حاج اقا از این نگو اقا مسئله داره .آخه از چی می ترسی  ؟ چیزیه؟ میلیاردت هیچی نیست. میلیارد میلیاردتو باید بدی برا اسلام.بگو اقا خمسمو میدم با کمال افتخار.افتخار کن خمسو بده.زکاتتو برو بده.چیزی نداشته باشید که احساس تعارض بکنید با ظهور.این نکته و این موجب میشه که  امیدواریم ان شاءالله تعالی به حق محمد و آل محمد که خدای تبارک و تعالی این نعمت بیداری رو تتمیم بفرماید .تکمیل بفرماید عقلانیت رو بیداری قیام انسان رو واین افتابی رو که خداوند طالع فرموده ان شاءالله تعالی به طلوع کامل برساند و دعا میکنیم البته  که خدای تبارک و تعالی در این طلوع کامل هم تعجیل بفرماید ان شاءالله برسیم به این که هرچه زودتر با سقوط ال سعود و حذف آمریکا و اسرائیل و اینها ما شاهد این باشیم که حضرت یار حضرت اقا قدم بگذارن به این دنیا بگن حالا دیگه الان بشریت لیاقت پیدا کرده که منو رسما ببینه علنا ببینه یه اعلام حکم بکند در جهان
 
و ان شاءالله همه ما از یاران حضرت باشیم... ان شاءالله
 
وصلی الله علی محمد و آل محمد