کد مطلب: 14311 تعداد بازدید: ۷۰۴

سبک انتخاب؛ سبک زندگی-نگاهی آسیب‏‌شناسانه به انتخاب‏‌های سبک‌‏ساز در زندگی طلبگی

شنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
این آفت، طلاب را بیشتر تهدید می‏‌کند و بخاطر فرهنگ آرمان‏گرا و کثرت شخصیت‏‌های اسوه و برجسته، طلاب، بیشتر در معرض این آسیب هستند.

زندگی، بر اساس انتخاب‌ها شکل می‏‌گیرد و مجموعه انتخاب‌های هر فرد، سبک زندگی خاصی را برای او رقم می‌‏زنند. این انتخاب‌ها، خود ریشه در بینش‌ها و تمایلات فرد دارند که این دو نیز، خود در بستر وسیعی از عوامل شخصی و اجتماعی نضج می‏‌گیرند. عواملی که ممکن است گاه انتخاب‌هایی ناخودآگاه و حتی غیراختیاری را پیش روی انسان قرار دهند.

بدیهی است انتخاب‌های انسان در یک سطح نیستند و به یک اندازه در ساخت سبک زندگی، اثرگذار نیستند. هدف این نوشتار، احصاء انتخاب‌هایی است که به نحوی مۆثر و ملموس در شکل‏‌گیری سبک زندگی طلاب امروز حوزه‌‏های علمیه نقش دارند؛ انتخاب‌هایی که سبک‏‌سازند و بافت ویژه و نحوه زندگی متمایزی می‌‏سازند.

۱٫ الگوی حضور اجتماعی در دوران رشد

یکی از گزاره‌های رایج در میان توصیه‌های تربیتی اساتید، انزوا و یا حضور حداقلی اجتماعی در دوران رشد است. طلبه‏‌ای که این رویکرد را انتخاب می‏‌کند، بالتبع، وارد سبک خاصی از زندگی می‌‏شود. ‏سبکی که در آن، روابط اجتماعی، بسیار محدود است. اگر به توابع این محدودیت در روابط اجتماعی و نقش آن در شکل‏‌گیری شخصیت و زندگی، واقف باشیم، بخوبی نتیجه انتخاب این الگوی خودسازی را در سبک زندگی درخواهیم یافت.

در سمت دیگرِ این طیف، طلابی را می‌‏بینیم که دغدغه‏‌های اجتماعی، آنان را به متن جامعه می‏‌کشاند و از همان اوایل طلبگی، وارد جامعه می‌‏شوند و بنا دارند با ایجاد زمینه‌‏هایی برای حضور اجتماعی و انجام وظیفه در این عرصه، مسیر رشد و تربیت خود را طی کنند.

بر این اساس، حضور و انزوا، و خلوت و جلوت، نقشی تعیین‏‌کننده در ساختار سبک زندگی طلاب دارند. البته ناگفته نماند که امروز، با شتاب فزاینده تغییرات اجتماعی و حرکت در جهت پیچیدگی بیشتر، نمی‌توان طلاب را در مدت تحصیل که بسیار طولانی هم هست، دور از جامعه نگاه داشت. امروز نبود مدلی پیشرو که انزوا و حضور را جمع کند و تربیت اخلاقی و علمی را در کنار تربیت اجتماعی به ارمغان آورد، طلاب را با سردرگمی‌هایی مواجه کرده و افراط و تفریط‌هایی را باعث شده است. در یک سر این طیف، طلابی منزوی و ناکارآمد در جامعه‌ امروز قرار دارند و در سر دیگر، عناصر دلسوزی که آوار دغدغه‌های اجتماعی، فرصت تمرکز بر تحصیل و خودسازی را از آنها گرفته است. لذا طراحی سبکی از زندگی که بتواند این دو دغدغه ظاهراً ناسازگار را جمع کند، از نیازهای جدی امروز در حوزه است.

۲٫ سبک تدبیر معیشت

یکی از مواردی که آثاری گسترده و ملموس بر سبک زندگی دارد، سبک تدبیر معیشت توسط طلبه است. گویا زندگی طلبگی، بر اساس برخورداری محدود از تنعمات مادی سرشته شده است و سنت علمی و اخلاقی حوزه نیز متناسب با این رویکرد تنظیم گردیده است. لذا کسی که این اصل را در زندگی خود پذیرفته باشد، و سطح زندگی متناسب با زیّ طلبگی را برای خود برگزیده باشد، می‌‏تواند در چارچوب وظایف و ارزش‌های اصیل طلبگی گام بردارد. تمرکز بر تحصیل، تبلیغ دین با رویکرد جهادی و تدریس حوزوی بدون چشم‏داشت، از ثمرات انتخاب قناعت‏‌پیشگی و تعهد بر زیّ متعارف طلبگی است.

اما در مقابل، اگر طلبه‌‏ای بنا را بر این بگذارد که باید بتواند نیازهای خانواده خود را در سطح بهتری برآورده کند و در زندگی‌‏اش، محرومیت‏‌های معمول در زندگی عموم طلاب، حضور نداشته باشد، قطعاً وارد فضایی دیگرگون با اقتضائات و لوازم خاص آن خواهد شد. فضایی که سبک زندگی دیگری بر طلبه تحمیل خواهد کرد و ابعاد علمی، اخلاقی، خانوادگی و اجتماعی زندگی او را فرا خواهد گرفت.

نقطه شروع تغییر در زندگی طلبه، ارتقاء کمی و کیفی نیازها است و حرکت بسوی برآوردن آنها، شروع تغییر در نگرش‌ها و تمایلات و رفتارها. وقتی خرج زیاد شد، دخل نیز باید زیاد شود. لذا باید کار کرد و البته سراغ کاری رفت که درآمدش پاسخگوی خرج‌ها باشد و دیگر، این اولویت است که تمایلات طلبه را برای انجام وظایف طلبگی، جهت می‌‏دهد.

مدرک‏‌گرایی و محرومیت از علم حوزه؛ تلاش برای یافتن جایگاه اجتماعی و شغلی درآمدزا؛ و دوری از فرهنگ جهادی و تکلیف‏‌محورِ طلبگی، از آفت‏‌های عینی و شایع در این باب است.

۳٫ اعتماد و تقید به سنت حوزوی

یکی از مهم‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین عوامل شکل‌دهنده به قالب و محتوای زندگی طلبگی، میزان اعتماد و تقید طلبه به سنت حوزوی است. سنتی که صرف نظر از میزان کارآمدی آن در عصر حاضر، جامع است و برای ابعاد مختلف طلبگی، حرف دارد. کسی که این سنت را می‌‏پذیرد و به آن اعتماد می‌‏کند، وارد دنیای شکل‏‌گرفته‌‏ای می‏‌شود که نظام ارزشی و رفتاری خاص خود را دارد.

سنت حوزوی، در روش و آداب تحصیل؛ روش تحقیق و تألیف؛ تدبیر منزل؛ مدل ارتباط اجتماعی و تبلیغ، توصیه‌‏های خاص خود را دارد و اعتماد به این سنت، مساوی انتخاب یک سبک زندگی متمایز است.

اما طلابی که این سنت را نیازمند بازتولید می‌‏دانند و آنچه که امروز در حوزه شایع است را ناکارآمد می‏‌خوانند و بدان اعتماد نمی‏‌کنند، کم‏‌کم به سوی فرهنگ مقابل این سنت یعنی فرهنگ دانشگاهی و آکادمیک سوق پیدا می‏‌کنند و هویت و عملکردی شبیه به دانشگاهیان پیدا می‏‌کنند. این افراد، اگرچه ملبس‌‏اند و مشغول فعالیت علمی و فرهنگی طلبگی، اما رنگ و بوی حوزوی ندارند و حوزه نیز آنان را آنچنان که باید، از خود نمی‌‏داند.

این افراد، در روش و محتوای فعالیت علمی خود، به دانشگاه نزدیک‏‌تر از حوزه‏ خواهند بود. دغدغه‏‌هایی شبیه دانشگاهیان خواهند یافت و دچار آفت‌های متعدد فرهنگ اکادمیک خواهند شد. آفت‌هایی که فقط در سبک کار علمی، محدود نبوده و به متن زندگی نیز سرایت می‌‏کند و سبک زندگی دیگرگونی نسبت به آنچه در حوزه جاریست، شکل می‌‏دهد.

مثال ملموس در این زمینه، طلابی هستند که از روی اعتقاد به ناکارآمدی سنت علمی حوزه، عدم اعتزاز به هویت طلبگی و احساس خلأ در شخصیت و نگرانی از جایگاه اجتماعی، برای ادامه تحصیل به دانشگاه می‏‌کوچند و در دام فرهنگ آکادمیک غربی می‌‏افتند. فرهنگی که با ساختار منسجم و جامعی که دارد، خواه‌‏ناخواه خود را بر انسان تحمیل می‏‌کند.

۴٫ جایگاه استاد در زندگی

یکی دیگر از انتخاب‌های مۆثر طلبه در سبک زندگی، جایگاهی است که برای استادان خود در زندگی قائل می‏‌شو‏د. طلابی که به استادی اعتماد می‏‌کنند و ظاهر و باطن زندگی خود را بر اساس ارتباط و حرف‌‏شنوی از یک استاد خاص سامان می‌‏دهند، معمولاً زندگی منضبط‌‏تری دارند و با تمرکز و آرامش بیشتری در مسیری که انتخاب کرده‌‏اند، پیش می‌‏روند. این انضباط و استقرار در تصمیم و رفتار، خود اثر مهمی در سامان سبک زندگی دارد و صرف نظر از اینکه استاد، که باشد و چه توصیه‌‏هایی ارائه کند، نفس این ویژگی، سبک متمایزی از زندگی می‌‏سازد.

اما طلابی که استادی مشخص و مشرف بر احوال خود ندارند، و از منابع مختلف و متنوع، راهنمایی می‌‏گیرند، معمولاً در حالت ابهام و تشتت به‌‏سر می‏‌برند و در مسیر طلبگی خود، با اعوجاج‌‏ها و افراط و تفریط‌های متنوعی مواجه‌‏اند. این خودبسندگی و عدم وابستگی به استاد مشخص نیز صرف نظر از تصمیماتی که فرد در عمل می‏‌گیرد، خود، ویژگی مهمی است که بافت و ساخت خاصی به زندگی می‌‏دهد و سبک متناسبی پدید می‌‏آورد.

۵٫ الگوها و شخصیت‌‏های ایده‌آل

نقش الگوها و شخصیتهای ایده‌‏آل در زندگی، نقشی واضح است. وقتی یک شخصیت، محبوب ما واقع می‌‏شود، نظام تمایلات‏مان، به سوی او معطوف می‏‌شود و در نتیجه نظام فکری و رفتاری ما نیز تحت تأثیر او قرار می‏‌گیرد؛ لذا مثل او می‌‏اندیشیم و رفتار می‏‌کنیم. می‌‏توان گفت انتخاب یک الگو، یعنی انتخاب سبک زندگی او.

نکته قابل توجه آنکه انتخاب الگو، با وجود تأثیر شگرفی که در زندگی انسان دارد، معمولاً آنچنان که باید، در یک فرآیند منطقی و مبتنی بر درایت شکل نمی‏‌گیرد. چرا که ابتدا، دل نسبت به اسوه‌‏ای متمایل می‏‌شود و سپس فکر و عمل انسان را به دنبال خود می‏‌کشد و افکار و رفتار او را برای انسان حجیت می‌‏دهد.

اتفاقاً این آفت، طلاب را بیشتر تهدید می‏‌کند و بخاطر فرهنگ آرمان‏گرا و کثرت شخصیت‏‌های اسوه و برجسته، طلاب، بیشتر در معرض این آسیب هستند. مثلاً طلبه‌‏ای را فرض کنیم که یک شخصیت ضدفلسفه را به عنوان الگو و شخصیت ایده‌‏آل خود برگزیده است. نتیجه‌ی منطقی این انتخاب، ضدیت این طلبه با فلسفه و فلاسفه خواهد بود؛ اگرچه از فلسفه، خطی هم نخوانده باشد. لذا انتخاب اسوه و الگو نیز از انتخاب‌های سبک‏‌ساز در زندگی طلبه است.

منبع: ماهنامه حاشیه شماره ۱۳

تهیه و تنظیم: علی رضاخواه – بخش حوزه علمیه تبیان