کد مطلب: 14780 تعداد بازدید: ۲۲۱

قوطی کمپوت

سه شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۴
شهید حسین خرازی نقل می کرد:
وقتی تو جبهه هدایای مرمی را باز می کردیم.... در نایلون را باز کردم... دیدم که واقعا یک قوطی کمپوت خالیه که توش یه نامه است.
نوشته بود:
(برادر رزمنده سلام... من یک دانش آموز دبستانی هستم .. خانم معلم گفته بود که برای کمک به رزمندگان جبهه های حق علیه باطل نفری یک کمپوت هدیه بفرستیم. با مادرم رفتم از مغازه بقالی کمپوت بخرم ...قیمت هرکدام از کمپوت را پرسیدم...اما قیمت آن ها خیلی گران بود...حتی قیمت کمپوت گلابی که 25 تومان بود و از همه ارزان تر بود را نمی توانستم بخرم .
آخر پول ما به اندازه سیر کردن شکم خانواده هم نیست... در راه برگشت کنار خیابان این قوطی خالی کمپوت را دیدم ...برداشتم و چند بار با دقت آن را شستم تا تمیز تمیز شد...
حالا یک خوااهش از شما برادر رزمنده دارم ...
هروقت که تشنه شدید با این قوطی آب بخورید تا من هم خوشحال بشوم فکر کنم که توانستم به جبهه ها کمکی کنم.
بچه ها تو سنگر برای خوردن آب توی این قوطی نوبت می رفتند...آب خوردنی که همراهش چند قطره اشک بود....