کد مطلب: 16817 تعداد بازدید: ۸۴

سری سوم :)

سه شنبه ۳ آذر ۱۳۹۴
 
 
 
دیشب ساعت دو رفتم عابر بانک پول بگیرم دکمه ی دریافت رو که زدم عکس یه قبر رو ی صفحه عابر بانک نشون داد .
امروز رفتم به رییس بانک میگم :
اخه این چه وضعیه !!
عکس قبر میاد رو عابر بانک 
میگه : منظور عابر بانک اینه وقتی پول تو حسابت نیست از سر قبرت بیارم ....
 
 
 
 
 
تو يه پاساژ راه ميرفتم که يهو خوردم به يه نفر و اون افتاد زمين سريع رفتم بلندش کردم و گفتم: واقعا عذرخواهي ميکنم! وقتي دستشو گرفتم ديدم طرف از اين مجسمه هاي مانکني هست که جلوي مغازه ميذارن! اطرافمو که نگاه کردم ديدم يه يارو داره بهم نگاه ميکنه و يه لبخند تمسخر هم رو لباشه! بهش گفتم: خنده داره؟ خب من فکر کردم آدمه! اما يارو چيزي نگفت! خوب که دقت کردم ديدم اونم يه مانکن ديگه ست!!!
الانم قرصامو خوردم مرسی بهترم..
 
 
 
 
 
 
تو خونه معمولا من سینه خیز حرکت میکنم؛
.
.
.
.
.
.
 
.
.
.
.
.
.
.
.
آخه هی میگن
 سرپایی یه چایی بریز!
سرپایی یه لیوان آب بیار!
سرپایی کنترلو بده!
سرپایی ........