کد مطلب: 19992 تعداد بازدید: ۱۷۳

معاشرت اجتماعی - بخش دوم

شنبه ۴ دى ۱۳۹۵
از بیانات آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

از جمله مهم ترین امور و وظایف اجتماعی انسان که در نظام ارزشی اسلام و در احکام فقهی، به آن بسیار توصیه شده، ایجاد روابط دوستانه بین مؤمنین است. طبعاً مؤمنانی که به هر دلیل، ارتباط بیشتری با هم دارند، بیشتر مخاطب این توصیه های اخلاقی و ارزش ها و احکام فقهی هستند؛ توصیه های بسیاری نظیر سلام کردن، پاسخ دادن به سلام، مصافحه، معانقه، همدیگر را با القاب و کنیه صدا زدن، به دیدار و زیارت هم رفتن و محبت ورزیدن به همدیگر، که هم ارزش اخلاقی دارد و هم در مواردی مانند جواب سلام دادن، احکام فقهی برای آن بیان شده است. وجود نازنین امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:
وقتی مؤمن برادر مؤمنش را ملاقات کند و به او بگوید: «مرحبا»، برای او تا روز قیامت، مرحبا نوشته خواهد شد. زمانی که آنها با هم مصافحه می کنند، خداوند بین دو انگشت ابهامشان، یک صد رحمت الهی نازل می کند. نود و نه رحمت از آن کسی است که دیگری را بیشتر دوست داشته باشد. آن گاه خداوند به آنها توجه ‍[و نظر رحمت] می کند و اقبال خداوند، بیشتر متوجه کسی است که دیگری را بیشتر دوست داشته باشد. زمانی که دو مؤمن با هم معانقه می کنند، خداوند آنها را غرق در رحمتش می گرداند. (1)

البته مقصود حضرت صادق علیه السلام، دوستی در جهت رضایت الهی است، نه دوستی به خاطر اغراض دنیوی و مادی. این بیانات که نمونه های بسیاری در روایات دارد، بهترین بشارت و مؤثرترین شیوه برای ایجاد انگیزه در افراد برای برقراری روابط پسندیده با دیگر افراد اجتماع انسانی است.

 

در روایت دیگری از آن بزرگوار درباره ی زیارت برادران ایمانی چنین گزارش شده است:

 

فرشته ای، مردی را دید که جلوی در خانه ای ایستاده است. به او گفت: چرا اینجا ایستاده ای؟ گفت: برادر مؤمنی دارم که می خواهم او را زیارت کنم و به وی سلام کنم. فرشته به او گفت: آیا زیارت او به خاطر خویشاوندی و قرابت تو با اوست یا از وی درخواستی داری؟ گفت: نه من با او خویشاوندی دارم و نه حاجتی از وی دارم. او برادر مسلمان من است و نزد من محترم است. قصد زیارتش را دارم و می خواهم به او سلام کنم و به خاطر رضایت الهی با وی ارتباط داشته باشم. فرشته گفت: من فرستاده ی پروردگار تواَم. خداوند به تو سلام می رساند و می گوید: تو در واقع به زیارت من آمدی و با من ارتباط برقرار کرده ای. بنابراین، من بهشت را بر تو واجب می کنم، تو را از غضبم در امان قرار می دهم و از آتش جهنم پناهت خواهم داد. (2)

 

در تعبیری دیگر، به نقل از وجود گرامی نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، مهمان و زائر مؤمن، مهمان و زائر خداوند است و اجر و پاداش او نیز به عهده ی خود اوست: «کسی که برادر مؤمنش را در خانه اش زیارت کند، خداوند به او می فرماید: تو مهمان و زائر من هستی. پذیرایی تو به عهده ی من است و من به خاطر محبت تو به برادر مؤمنت، بهشت را بر تو واجب کرده ام». (3)

 

ارزش های گفته شده که در این بیانات حکیمانه از قول بزرگورانی چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه ی معصوم علیهم السلام نقل شده است، همه با محوریت حب و بغض الهی است؛ یعنی اگر انتخاب دوست و برادر و این آمد و شدها و زیارت ها در راستای رضایت الهی باشد، چنین بهای والا و بلندمرتبه ای خواهد داشت و در استکمال و رشد معنوی انسان نیز بسیار اثرگذار است. نشست و برخاست و ارتباط با چنین انسان مؤمنی، انسان را به یاد خدا می اندازد و باعث رشد معنوی و قرب او به باری تعالی می شود. خداوند نیز سنگ تمام می گذارد و این عمل را به بهترین بها از صاحبش قبول می کند. در غیر این صورت، نزد خداوند متعال ارزشی ندارد و برای انسان نیز اثر مثبتی نخواهد داشت.

 

از طرفی، افراد جامعه دارای خصلت ها و رفتارهای متفاوت و گوناگون اند. همه ی آنها انسان های خوب، بافضیلت و تربیت یافته نیستند. حتی تربیت یافتگان نیز گاهی دچار اشتباه می شوند و با دخالت وساوس شیطانی و همراهی هواهای نفسانی، خطاهایی از آنها سر می زند و به کارهای ناروایی دست می زنند؛ خطاها و اشتباه هایی که بعضاً منجر به ناراحتی و کدورت بین افراد می شود.

 

این مبحث ادامه..

 

1- محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج12، ص 232 // ابی محمد حسن دیلمی، اعلام الدین، ص 439 // ابی جعفر بن محمد بن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی، اصول کافی، ج2، ص 179

2- محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج12، ص 57

3-بی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی، اصول کافی، ج2، ص   176