کد مطلب: 20058 تعداد بازدید: ۱۱۲

اخلاق معاشرت - بخش چهارم

شنبه ۱۱ دى ۱۳۹۵
از بیانات آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

گاه اختلاف بین افراد و گروه ها بیش از اینهاست و به قول معروف، کار اختلاف بالا می گیرد و حل آن مشکل می شود. مثلاً مال شخص را از او می گیرند یا به او توهین می کنند و این کار به ضرب و جرح و ظلم نسبت به دیگری می انجامد. در چنین مواردی که اختلاف تنها به سوء تفاهم و اختلاف لفظی و امثال این موارد نیست، چه باید کرد؟ گو این که عفو و بخشش بسیار مطلوب و پسندیده است، اما آیا باید همیشه به آن توصیه کرد؟ مانند آنچه به حضرت عیسی علیه السلام نسبت می دهند -البته صحت و سقم آن معلوم نیست- که به حواریین و یارانش فرمود: «اگر کسی به صورت تو سیلی زد، طرف دیگر صورتت را هم بگیر و بگو به این طرف هم بزن». یا از طرف دیگر، در مواردی که به کسی ظلم جسمی، مالی و حیثیتی شده است، آیا همیشه باید به قصاص حکم کرد؟ البته در این موارد، حکم فقهی و حقوقی، روشن است، اما حکم اخلاقی و تربیتی اسلام در این موارد چیست؟

این موارد از حوزه هایی است که محققین و علمای مسلمانان، کمتر به آن توجه داشته و زوایای پنهان آن را کمتر هویدا کرده اند. هنوز پیچیدگی های بسیاری در این حوزه به چشم می خورد. به راستی، در چه مواردی باید بخشید و از حق خود گذشت؟ در چه مواردی، گذشت، پسندیده نیست؟ چه کسانی مستحق رحمت و رأفت هستند؟ یا در مورد چه افراد و گروه هایی باید شدت عمل به خرج داد؟

اینها و صدها مورد شبیه آن، موضوعات خام و کارنشده ای است که می طلبد محققان و پژوهشگران، بیش از گذشته بر این حوزه ها متمرکز شوند.

البته برخی موارد دارای احکام مشخص حقوقی، فقهی و حتی اخلاقی است. مثلاً فرمودند کسی که بر او ستمی رفته است، حق فریاد، اعلان ستم، تظلم و دادخواهی دارد: لاَ یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ؛ (1) «خداوند متعال، فریادهای ناشایست را نمی پسندد؛ مگر از کسی که به او ستم شده است».

یا فرمودند: وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِکَ مَا عَلَیْهِمْ مِنْ سَبِیلٍ‌؛ (2) «بر کسی که مظلوم واقع شده و درصدد جلب یاری و کمک برای رفع ظلم از خودش یا درصدد انتقام باشد، اشکالی نیست».

همچنین فرمودند: مَنْ قُتِلَ دُونَ مَظْلِمَتِهِ فَهُوَ شَهیدٌ؛ (3) «اگر کسی در برابر ظلمی که به وی روا داشته اند، مقابله کند و در این راه کشته شود، شهید است».

جالب است که حضرت نفرمود کسی که در راه دفاع از حق خود (ناموس، مال، عرض، و حیثیتش) دفاع کرد و کشته شد، اجر شهید را دارد، بلکه فرمود که او شهید است.

فی الجمله از بعضی اطلاقات در آیات و روایات، مانند: لاَ تَظْلِمُونَ وَ لاَ تُظْلَمُونَ‌، (4) جواز و پسندیده بودن چنین تظلم و دادخواهی را می توان استفاده کرد؛ چون دین مقدس اسلام، ستم پذیربودن مسلمان ها را نمی پسندد، بلکه تظلم، انتقام و قصاص را می پسندد و حقِ صاحبِ حق می داند.

اسلام، سکوت در برابر ظلم را روا نمی داند. به خصوص اگر این ستم، جنبه ی اجتماعی و دینی داشته باشد، شدت و لزوم دفاع و ایستادگی در برابر آن، بیشتر است. اساساً در چنین مواردی گذشت و بخشش، بی معناست.

با این همه، شدت و حّدتی که در چنین احکامی وجود دارد، مراعات حدود و حرکت نکردن فراتر از آن، اصلی مهم و غیرقابل اغماض در اسلام است. در اسلام، تعدی از حدود و ضوابط، حتی در مقام مقابله به مثل و انتقام گیری از سرسخت ترین دشمنان، ممنوع است و از هیچ کس پذیرفته نیست: وَ لاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى؛ (5) «کینه و نفرتی که از گروهی در دل دارید، شما را به بی عدالتی واندارد. عادلانه رفتار کنید. رفتار عادلانه به تقوا و دین داری نزدیک تر است».

 

این مبحث ادامه دارد...

منابع:

1. نساء (4)، 148.
2. شوری (42)، 41.
3. ابی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی، اصول کافی، ج5، باب «من قتل دون مظلمته»، ص 52.
4. بقره (2)، 279.
5. مائده (5)، 8.