کد مطلب: 20059 تعداد بازدید: ۱۴۷

اخلاق معاشرت - بخش پنجم

شنبه ۱۱ دى ۱۳۹۵
از بیانات آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

حدود، تعزیرات و قصاص در اسلام دارای حد و مرزهای مشخص و معین است. فلسفه ی تعیین این قوانین و ضوابط نیز اجرای قسط و عدالت و پیشگیری از ظلم و تعدی است. پس در اجرای همین قوانین و ضوابط نباید مرتکب ظلم و تعدی شد. (1) یکی از شاخص های دین داری و تقوای الهی، عملکرد انسان در همین موارد است. وقتی در مقام اجرای قوانین و گرفتن حق، از حقوق تعیین شده ی الهی پا فراتر نگذاریم و درست در مرز اسلام عمل کنیم، متقی و متدین واقعی خواهیم بود، به خصوص وقتی انسان در حالت عادی نبوده، خشم و عصبانیت، گریبان گیرش شده باشد. در چنین مواردی، خود کنترلی و عمل نکردن جز در چارچوب ضوابط تنها از کسی ساخته است که تقوا و دین داری، ملکه ی نفسانی وی شده باشد و داستان امیرمؤمنان علیه السلام، که در جنگ خندق و هنگام برخورد با سخت ترین دشمن دین در حساس ترین و حیاتی ترین لحظه، بر خشم خود غلبه کرد، معروف است. او که تمام اسلام و ایمان بود، وقتی در آن روز مهم، در برابر تمام شرک و کفر قرار گرفت، خشم و غضب خود را فرو خورد و با به اسارت گرفتن نفس، افتخاری آفرید که به بیان نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، ارزش و بهای آن از عبادتی که تمام جن و انس از ابتدای آفرینش تا قیام قیامت انجام داده اند یا می دهند، بیشتر است، و با آن قابل قیاس نیست. (2)

به دلیل اهمیت این امر، امام سجاد علیه السلام در دعای چهل و چهارم صحیفه ی سجادیه از خداوند متعال، توفیق پایان دادن به قهرها و کدوردت ها و آشتی کردن با دیگران را درخواست کرده است. همچنین توفیق برخوردی همراه با عفو و اغماض به جای انتقام گیری و مقابله به مثل را در برابر کسی درخواست کرده که نسبت به ما مرتکب ستمی شده است: «پروردگارا، به ما توفیق ده تا اگر در دل کسی نسبت به ما کدورتی بود و بر اثر سوء تفاهم یا هر دلیل دیگری، با ما قهر کرده و از ما روی برگردانده است، ما در مقابل، با او آشتی کنیم و روی خوش به وی نشان دهیم. اگر نسبت به ما ستمی شد، ما در مقابل، نسبت به او منصف باشیم و به عدالت رفتار کنیم».

هنر این نیست که در مقابل این گونه رفتارهای ناشایست، مقابله به مثل کنیم؛ چون این کار از انسان عاجز نیز ساخته است. هنر انسانی و ایمانی آن است که انسان، همچون پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصوم علیهم السلام، با مکرمت و بزرگواری از کنار این حوادث بگذرد و جدایی ها را با وصلت و پیوند جبران کند؛ همچنین ستم ها را به جان بخرد و عفو و اغماض کند. اگر هم در مواردی، در مقام مقابله به مثل، انتقام گیری و قصاص است، به عدل و انصاف رفتار کند.

این گونه رفتار کردن با کسانی که به ما ظلم کردند یا از ما روی گردانیدند، نه تنها کسر شأن و کوچکی نیست، بلکه خصلت بزرگ مردان و زنانی است که دارای روحی بلند و آسمانی هستند و به دلیل همین برخوردهای نیکو و فوق العاده، نام مبارکشان بر تارک تاریخ بشریت می درخشد. آن بزرگواران همیشه به خصوص هنگامی که بر قوم و ملتی مسلط می شدند، این نعمت الهی را پاس می داشتند و برای سپاس گزاری از این نعمت، مانند همیشه و بیش از دیگر مواقع، اهل بخشش و گذشت بودند. (3)

 

این مبحث ادامه دارد...

منابع:

1. وَ کَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَهُ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ‌ (مائده، 45).
2. وَ جاءَ فِی الحَدیثِ المَرْفُوعِ أنَّ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم قالَ: ذَلِکَ الْیَومَ حِینَ بَرَزَ اِلَیْهِ بَرَزَ الأیمانُ کُلُّهُ اِلَی الشِّرْکِ کُلِّهِ (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج39، ص 3). همچنین روایت شده است که: أن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال: لضربة علی علیه السلام لعمرو بن عبدود أفضل من عمل أمتی إلی یوم القیامة. و فی حدیث آخر: لضربة علی یوم الخندق أفضل من عبادة الثقلین. و کذلک قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم لما برز مولانا علی علیه السلام إلیه: برز الإسلام کله إلی الکفر کله (ابن طاووس، اقبال الاعمال، ص 467).
3. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم وقتی در فتح مکه، اسارت و ذلت سرسخت ترین دشمنانش را مشاهده فرمودند، عده ای از مسلمانان و سرداران اسلام را دیدند که این شعار را سر دادند: الیوم یوم الملحمة. آن بزرگوار با نفی این شعار، فرمودند: الیوم یوم المرحمه. یعنی ما این نعمت بزرگ الهی را با این شعار سپاس می گذاریم. آن گاه دستور فرمودند تا تمام گردنکشان کفر و شرک را در پناه قدرت بی مانند اسلام آزاد کنند. این سیره ی بزرگ منشانه که نشان از روح بلند این مرد بزرگ می داد، منشأ خیر و برکت بسیاری در طول تاریخ اسلام شد و بعدها فرزندان و اهل بیت گران قدرشان علیهم السلام و بسیاری از یاران و صحابی ایشان نیز همین رویه ی نیکو و پسندیده را در پیش گرفتند (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج21، ص 1 و 9؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج17، ص 272).