کد مطلب: 20545 تعداد بازدید: ۲۰۰

مقامات حضرت فاطمه سلام الله علیها در قرآن و سنت

چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۵
حجیت و جایگاه حضرت زهرا سلام الله علیها

اهل بیت علیهم السّلام حجت خداوند بر مردمانند و مادرشان فاطمه زهرا علیها السّلام حجت خداوند بر ایشان است و روایت امام عسکری علیه السّلام به این مطلب تصریح می کند آن جا که می فرماید: ما حجت خداوند بر خلق هستیم و فاطمه حجت بر ماست.

در تفسیر فراتی کوفی از امام صادق علیه السّلام نقل شده است که آن حضرت در تفسیر سوره قدر فرمودند: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ شب، فاطمه است و قدر خداوند است، پس هرکس فاطمه را واقعا شناخت شب قدر را درک کرده است و همانا فاطمه، فاطمه نامیده شد، زیرا مردم از درک و شناخت او عاجزند و این آیات: وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَهُ الْقَدْرِ* لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ یعنی فاطمه زهرا، از هزار مؤمن بافضیلت تر است و هم اوست که مادر مؤمنین است تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیها.

 

حجت بودن فاطمه زهرا بر همه انبیای الهی

حضرت مطهره می باشد، لذا می تواند حقایق علوی ملکوتی قرآن کریم را که در لوح محفوظ است درک کند.

روایات دلالت می کند که اولین مخلوق خداوند نور سید رسل صلّی اللّه علیه و آله و سپس به ترتیب نور علی علیه السلام فاطمه علیها السلام حسنین علیهما السلام و فرزندان نه گانه امام حسین می باشند. این روایات دلالت می کنند که خلقت نور چهارده معصوم بر همه انبیاء و پیامبران مقدم بوده است و بالتبع آن انوار مقدس بر همه انبیاء حجت می باشند.

روایتی است که از معصومین نقل شده که فرمودند: «اگر امیر مؤمنان با فاطمه زهرا ازدواج نمی‌کرد هیچ کفوی برای او تا روز قیامت در زمین پیدا نمی شد از آدم و بعد از او».

علامه مجلسی هم به این مطلب اشاره دارد و می گوید می توان به این روایت استدلال کرد بر این که علی و فاطمه علیهما السلام اشرف از همه پیامبران اولی العزم غیر از رسول خدا می باشند.

البته روایات دیگری هم در این باب هست که در این مختصر مجال ذکر همه آنها نیست.

 

مریم، تمثیلی از فاطمه علیهما السلام

 

خداوند متعال در قرآن کریم فضائلی برای حضرت مریم بیان فرموده که مقام او را نزدیک مقام انبیا و پیامبران می نماید و هم او سرور زنان دوره خودش بوده است؛ چه رسد به مقامات حضرت فاطمه زهرا که سیده نساء العالمین من الاولین و الآخرین می باشد.

 

مفضل بن عمر می گوید به امام صادق عرض کردم: مرا خبر ده و آگاه کن در مورد گفته رسول خدا در مورد فاطمه که همانا او سیده زنان عالمین است، آیا مراد این است که او (حضرت فاطمه) سیده زنان دوره خودش بوده است؟ امام فرمود: «مریم سیده زنان دوره خودش بود و لکن فاطمه علیها السلام سیده زنان عالمین از پیشینیان و پسینیان می باشد.»

لذا برایمان آشکار خواهد شد که اشارت های قرآنی به مقام حضرت مریم همانا مقامات سیده نساء العالمین نیز می باشد و با چشم پوشی از اولویتی که گذشت آن چه در مورد مریم آمده است به طریق اولی برای آن حضرت نیز تابت است.

 

شباهت بین مقام مریم و فاطمه

وقتی مریم مقدس، که سیده زنان زمان خودش بود، چنین مقامات والایی را، که قرآن کریم بدان گواهی می دهد، احراز کرده باشد، رفعت و بلندمرتبگی مقام فاطمه زهرا سیده و سرور زنان در همه دورانها روشن می گردد؛ علاوه بر این که در قرآن کریم مقاماتی برای حضرت زهرای اطهر ثابت شده است که بسیار بالاتر و بزرگتر از چیزهایی است که در مورد مریم مقدس آمده است، لذا احتیاجی به بیان واثبات اولویت فاطمه زهرا نسبت به مریم مقدس وجود ندارد و این واقعیتی است که در روایات فریقین وجود دارد و بدعتی از جانب شیعه امامیه در مورد فاطمه زهرا نیست.

 آمده است که ابی بصیر از امام جعفر بن محمد الصادق علیه السلام نقل می کند که در مورد آیه أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ از امام سؤال کردم فرمود: در مورد علیّ بن ابی طالب و حسن و حسین علیهم السلام نازل شده است.

گفتم: مردم می گویند اسمی از علی علیه السلام و اهل بیتش علیهم السلام در کتاب خداوند عزّ و جل نیامده است.

فرمود: آیه أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ هم نازل شد در حق علی و حسن و حسین علیهم السلام به همین جهت بود که رسول خدا در مورد علی فرمود:  هرکس من مولای اویم علی هم مولای اوست.

و فرمود: شما را وصیت می کنم به کتاب خدا و اهل بیتم که من از خداوند عزّ و جل درخواست کرده ام که بین این دو جدایی نیفکند تا هر دو را در حوض بر من عرضه نماید و خداوند هم درخواست مرا اجابت فرمود .

پس اگر رسول خدا ساکت می ماند و معلوم نمی کرد که مراد از اهل بیت چه کسانی هستند چه بسا فلان خاندان و فلان خاندان ادعا می کردند که ما اهل بیت هستیم و لیکن خداوند عز و جل در کتابش به جهت تصدیق پیامبرش فرمود: إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً پس علی و حسن و حسین و فاطمه خدمت رسول خدا رسیدند در زیر عبایی که در منزل امّ سلمه بود سپس رسول خدا فرمود: «خدایا هر پیامبری اهل و خانواده ای دارد و اینان اهل و خانواده من هستند».

 

فاطمه علیها السلام برفراز مقام ابرار است

خداوند در توصیف ابرار می فرماید:

یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخافُونَ یَوْماً کانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً* وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً* إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ...

این آیات، صفات ابرار و نیکانی است که مشمول نعمت رضوان الهی شده اند و کرامات و مقامات آنها را بیان می فرماید آشکارترین مصداق این مقام کریم چه کسانی هستند؟

صفات آنها این است:

 به نذر خود وفا می کنند؛

 از روز قیامتی که شر و عذابش کسترده و هولناک است می ترسند؛

با نیت هایی کاملا خدایی مسکین و یتیم و اسیر را غذا می دهند و از آنها در مقابل این عمل انتظار هیچ پاداش و حتی تشکر هم ندارند.

این عده چه کسانی هستند؟

شیعه و اهل سنت اتفاق نظر دارند که اینان علی، فاطمه، حسن و حسین هستند. حاکم حسکانی از 24 طریق نقل کرده است که این آیه در حق علی، فاطمه و حسنین نازل شده است.

در آیه کریمه آمده است:

کَلَّا إِنَّ کِتابَ الْأَبْرارِ لَفِی عِلِّیِّینَ* وَ ما أَدْراکَ ما عِلِّیُّونَ* کِتابٌ مَرْقُومٌ* یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ..

چنان نیست (که آنها در مورد معاد می پندارند) بلکه نامه اعمال نیات در علّیین است و تو چه می دانی علیین چیست؟ نامه ای است رقم خورده و سرنوشتی قطعی است که مقربان شاهد آنند.

سوره دهر (الانسان) نیز اوصاف مقرّبین درگاه الهی را که وفای به نذر می کنند بیان می کند:

إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً

پس در واقع مقربین واسطه افاضه بر ابرارند که به آنها نور و علم و حکمت و هدایت اعطا می کنند و این عده مقربین عبارتند از: امیر مؤمنان علیه السلام، فاطمه زهرا، حسن و حسین علیهما السلام که به خود آنان از چشمه سلسبیل به واسطه رسول خدا فیض می رسد، پس علوم ایشان از رسول خداست چنان که در روایات از آنان نقل شده است؛ یعنی مقربین هم حجّت خدا بر خلقند و هم ولایت بر مردم دارند، زیرا ولایتشان از ولایت خدا نشات می گیرد که ولایت وحجیت او بدون هیچ شک و شبهه ای به امر خدای تبارک و تعالی است.

فاطمه زهرا یکی از وسائط فیض الهی بر مردم است و آشکار می گردد که آن حضرت شاهد و گواه خداوند بر اعمال خلق است و هادی امت است و از راسخین در علم است که کتاب مکنون در لوح محفوظ را درک و لمس فرموده است.

پس در واقع آن حضرت یکی از کسانی است که اعمال عباد به او عرضه می گردد.

علی، قاطمه، حسن و حسین علیهم السلام و از خصوصیات شان این است که به حقیقت قرآن دست یافته اند: إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ* فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ* لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ.

پس قرآنی که در کتاب مکنون است یک حقیقت علوی ملکوتی دارد که غیر مطهر معصوم کسی را یارای دست یابی بدان نیست پس حقیقت ملکوتی قرآن از عقول مردم فاصله ها دارد و قابل درک نیست مگر به واسطه معصومین و مطهرین این امت که بیان و تفسیر و شناخت آن را برعهده دارند و هم ایشانند که به بطن قرآن و علوم بی پایان آن عالم و آگاهند: وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ.

قبل از این ثابت شد که مطهّرون همان مقرّبون هستند و مقرّبین درگاه الهی همانا «علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام» می باشند و کتاب مکنون را فقط مطهّرون درک می کنند. سیوطی از ابن مردویه که سند راویان او به ابن عباس می رسد از پیامبراکرم نقل می کند در مورد آیه کریمه: إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ* فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ که حضرت فرمود: در نزد خداوند در صحیفه هایی پاک و مطهر. بعد در مورد آیه لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ فرمود: مقرّبون یعنی مطهّرون همان مقربینند.

 

فاطمه و حجیت آن حضرت در دین اسلام

جهت اول بررسی آیه عظیم القدر مباهله است و جهت دوم بررسی حدیث قدسی: «لولاک لما خلقت الافلاک».

جهت اول بررسی آیه عظیم القدر مباهله

آیه شریفه مباهله از مهم ترین آیاتی است که حجیت فاطمه زهرا را ثابت می گرداند. بنا بر آیه مباهله فاطمه زهرا به نصب خداوند یک حجت و برهان بر حقانیت دین اسلام است که پیامبر به وسیله وجود شریف او بر نصاری و اهل کتاب احتجاج می نماید. و خداوند حجیت خویش را در دین اسلام منحصر به نبی اکرم نمی فرماید بلکه همه پنج تن آل عبا را حجت بر دین خودش فرار می دهد.

 

جهت دوم: [بررسی حدیث قدسی لولاک[

حدیث قدسی: «لولاک لما خلقت الأفلاک و لولا علیّ لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما جمیعا؛ اگر به خاطر تو نبود جهان را خلق نمی کردم و اگر به خاطر علی نبود تو را (ای پیامبر) نمی آفریدم و اگر به خاطر فاطمه نبود شما دو تن را آفرینش نمی کردم».

اسلوب این حدیث، اشاره به مقامات فاطمه زهرا است. اول مخلوقات خداوند؛  نور پیامبر اکرم است، سپس نور امیر مؤمنان و بعد از آن نور فاطمه زهرا علیها السلام و در مرتبه بعد نور بقیه عوالم و نشئات خلقت که شامل بدن های معصومین نیز می‌گردد.

بنابراین، نور مبارک امیر مؤمنان و صدیقه طاهره واسطه بین نور نبی اعظم و اجساد شریفه معصومین در سلسله عوالم آفرینش می باشد.

جایگاه حضرت فاطمه زهرا در این میان روشن گر طریق هدایت در زمانی است که فتنه ای عظیم مسلمین را فراگرفته بود و هیچ کس نیز مانند آن حضرت نمی توانست شبهات را دور نماید و تاریکی های گمراهی را نابود سازد همین خصوصیت است که ایشان را در میان همه مسلمین و همه دوران ها ممتاز می سازد، زیرا هم او بود که در حقش آیه تطهیر و سوره دهر  نازل گردید و هم او بود که ام ابیها لقب گرفت و مادری پیامبر اکرم مقامی است که با مادری مسلمین (لقب همسران پیامبر) قابل قیاس نیست.

 

امّ ابیها و امّ المؤمنین

خداوند، همسران پیامبر را با لقب «امّ المؤمنین» مورد توجه قرار داده است: النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ، «1» این لقب، اشاره به بعضی از آثار مادر بودن مثل احترام و تکریم آنها مانند مادر حقیقی انسان دارد در مقابل این، فاطمه زهرا به جهت مقام حجّیت الهیش به مقام مادری پیامبر می رسد که شخص رسول خدا فرمود «فاطمه أمّ أبیها» «فاطمه مادر پدرش می باشد» که به بزرگی مقام و منزلت او گواهی می دهد. و مادر بودن در این جا نشان از علاقه و ارتباطی محکم در حجّیت او دارد و «امّ النبیّ» بودنش تنها یک سفارش و احترام ظاهری نیست.

 

بنابراین؛ فاطمه زهرا از بعد و منظر دیگری در مقام تصدیق و تأیید دعوت نبوی برآمد، زیرا در آیه تطهیر در عرض رسول خدا آمد و در آیه مباهله شریک او بیان گردید و در سوره دهر (انسان) از جمله مقربینی ذکر گردید که به ابرار فیض می رسانند و از جشمه سلسبیل استفاده می کنند که مربوط به رسول خداست و همه اینها «أمّ النبی» بودن او را که مستند به حجیتش است، تأکید می نماید با توجه به این مطالب چه فرق بزرگی است بین مادری پیامبر و مادری مؤمنین.

 

خشنودی و غضب فاطمه علیها السلام

از شیعه و سنی نقل گردیده که رضایت فاطمه علیها السلام موجب رضایت خداوند و غضب آن حضرت موجب غضب خداوند است.

اهل سنت هم از راه های گوناگونی این روایت را نقل کرده اند مانند طریق محب الدین طبری از امیر مؤمنان از رسول خدا نقل می کند که  «یا فاطمه إنّ اللّه عز و جل یغضب لغضبک و یرضی لرضاک».

این حدیث شریف از جمله احادیثی است که (علاوه بر آیه تطهیر) در مورد اثبات مقام عصمت آن حضرت استفاده می گردد.

بنابراین، حدیث شریف غضب و رضایت فاطمه علیها السلام دلالت می کند بر رضایت و غضب خداوند؛ به عبارت دیگر، غضب و رضایت فاطمه فرع بر رضایت و غضب الهی است و بنابراین به دلیل إنّی (از علت به معلول پی بردن) عصمت آن حضرت روشن می گردد.

زیرا رضایت و غضب انسان، رضایت و غضب الهی نمی گردد مگر در صورتی که این شخص معصوم و بری از هرعیبی باشد و همه زشتی ها و پلیدی ها از او محال باشد تا رضایت و غضب او در حدّ رضایت و غضب الهی باشد و نایل شدن فاطمه زهرا به چنین مقامی بهترین دلیل بر عصمت و طهارت و به طریق اولی حجّیت آن حضرت است.

 

مباهات خداوند به فاطمه علیها السلام

سوره مبارکه کوتر به روشنی برمی آید که مقصود از کوثر، شخص فاطمه زهرا است و مقتضای سیاق آیه این است که در مقابل، کسی که دشمنی با بیامبر کرده بود باید ابتر و بدون ذرّیه باشد؛ به خلاف پیامبر اکرم که او دارای کوثر است؛ یعنی نسلی کثیر و فراوان که عبارت باشد از فاطمه زهرا و ذرّیه پاک او و مقتضای مقابله همانا کثرت دودمان می باشد.

مباهات نبی اکرم به آن حضرت بر دشمن از ناحیه خداوند تبارک و تعالی دلالت بر حجیت اوست زیرا آیه در مقام بیان کرامت و بزرگواری پیامبر اکرم می باشد و این کرامت همراه به دست آوردن بافضیلت ترین مخلوقات که خداوند او را به کوثر- خیر کثیر- توصیف کرده توسط نبی اکرم می باشد و این تمام نمی شود مگر این که آنچه مورد افتخار قرار گرفته خیر تمام و مطلق و کامل باشد.

 

 

فاطمه علیها السلام معیار امامت

 

در همان ساعت های اولیه بعد از رحلت نبی اکرم صلّی اللّه علیه و آله مسابقه ای بی رحمانه بین جناح های قدرت طلب درگرفت و بعد از اندک مدتی نتیجه آن که همانا توزیع قدرت و مناصب حکومتی بود به انجام رسید و سرانجام آن، دوری از شریعت الهی متمثل در امام علی بود.

 

البته این مرحله دشوار به آسانی بر امام نگذشت و صاحبان سقیفه کوشیدند با گرفتن بیعت- ولو به شکل ظاهری- از آن حضرت و اصحاب نیکوکردارش تأییدی بر جریان سقیفه بگیرند تا ظاهری شرعی بر عمل خود درست کنند و سایر مسلمانان را نیز اقناع نمایند.

 

صدالبته این فریب کاری با وجود فاطمه زهرا علیها السلام میسر نمی گشت به همین جهت بیعت گرفتن از امیر مؤمنان و اصحابش مدتی طول کشید، زیرا در اذهان مسلمین دختر پیامبر دارای حجیت الهیه بود، چون هنوز مسلمانان فراموش نکرده بودند که رسول خدا چه احترام و منزلتی برای اوقائل بود.

از پیامبرمکرر شنیده بودند که می فرمود: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته الجاهلیه» در حالی که آن حضرت علیها السلام نه تنها با ابو بکر بیعت نفرمود بلکه با امیر مؤمنان علی بیعت فرمود.

به همین جهت، جایگاه رفیع فاطمه زهرا علیها السلام به عنوان یک دلیل شرعی و ذخیره الهی در مقابل دشمنان اهل بیت استفاده می شود.

 

 

منبع

مقامات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در کتاب و سنت

احمد موسوی خوانساری

انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم