کد مطلب: 23413 تعداد بازدید: ۲۱۰

فلسفه ولایت فقیه چیست؟

شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۶
بیان حکمت و فلسفه ولایت فقیه از منظر روایات ائمه علیهما السلام

اسلام نیازمندی جامعه را به رهبری تایید می کند و این هرگز بدین معنی نیست که  مطلق رهبری را برای تکامل جامعه کافی می داند. از این جهت که رشد و تکامل جامعه از نظر اسلام جز از طریق تحقق دین در متن زندگی فردی و اجتماعی و مکتبی که شامل برنامه تکامل مادی و معنوی انسان باشد، امکان پذیر نیست. از این رو تنها کسی توان رهبری جامعه را به سوی کمال دارد که کارشناس دین باشد و حکمت ولایت فقیه نیز، چیزی جز این نیست.

 

امام  رضا علیه السلام در بیان حکمت ولایت فقیه می فرمایند:

«یکی از ادله ضرورت امامت و رهبری این است که جامعه نیاز به قانون دارد و مردم مکلفند که از مرز قانون تجاوز نکنند چون شکستن این مرز موجب فساد و تباهی جامعه است. برای نگهبانی  ازمرز قانون، مرزبانی امین لازم است...» و یا در جایی دیگر می فرمایند: «اگر خداوند رهبر امینی را برای سرپرستی و حفظ امانت مردم قرار ندهد، مذهب و دین به تدریج از بین خواهد رفت و سنت پیامبر و احکام الهی دستخخوش دگرگونی می گردد..»

فلسفه امامت در این بخش از بیانات امام رضا علیه السلام به طور خلاصه عبارت است از: «پاسداری از دین و تحریف احکام الهی». تردیدی نیست که برای تامین این هدف، رهبر باید در مسائل اسلامی، کارشناس و متخصص و به تعبیر حوزوی فقیه باشد.

بنابر این، خلاصه آن چه در روایت علل الشرایع درباره فلسفه امامت و رهبری آمده چنین است:

-رهبری سیاسی

-اجرای قانون الهی

-پیشگیری از تحریف دین

 

این برداشت ها در روایات دیگری نیز با تعبیرات گوناگون آمده است.

نظام اسلام، نظام مسلمانان و نظام امت، عناوینی است که در رهنمودهای پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله و ائمه هدی صلوات الله علیهم اجمعین در تبیین فلسفه امامت مورد استفاده قرار گرفته است.

امام رضا علیه السلام می فرمایند: «امام زمامدار دین و نظام امور مسلمین است.»

نظام در لغت عرب به رشته نخی گفته می شود که از میان مهره های تسبیح یا گردنبند می گذرند و آن ها را به نظم در می آورد.

امام علی علیه السلام می فرماید: «جایگاه زمامدار در امور جامعه همانند رشته نخی است که مهره ها را به هم فراهم آورده و به هم پیوست داده است، پس اگر رشته بگسلد مهره ها پراکنده شود و دیگر به تمامی گرد هم نیایند.»

بنابراین فلسفه امامت طبق این روایات، حفظ نظام اسلامی است و وجود امام همچون رشته ای است که پیوستگی امت، برای اجرای برنامه های انسان ساز اسلام و پیاده کردن قوانین الهی به او بستگی دارد. و این همه ضامن تکامل مادی و معنوی جامعه بشری است.

 

علامه حلی اموری را که تحقق آن ها منوط به وجود امام است، به تفصیل بیان کرده است. برخی از آن ها عبارت است از:

الف- هماهنگ ساختن آراء در امور اجتماعی که مناط تکلیف شارع در آنها، اجتماع است، مانند جنگ و جهاد و آنچه دربرگیرنده مصالح عمومی است.

ب- حفظ نظام اجتماعی و جلوگیری از اختلال و هرج و مرج

ج- اجرای حدود الهی

د- تولی و تصدی امر قضاوت که از نیازهای مبرم اجتماعی است

 

منبع: 

برگرفته از کتاب «رهبری در اسلام» نوشته محمدی ری شهری

و کتاب «امامت در بینش اسلامی» نوشته علی ربانی گلپایگانی