کد مطلب: 23414 تعداد بازدید: ۱۵۵

چه چیزی به یک حکومت مشروعیت می دهد؟

شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۶
این اصل یکی از مبانی مهم نظریه ولایت فقیه و فلسفه سیاسی اسلام است..

 

عدم مشروعیت ذاتی یک فرد یا گروه خاص برای حکومت

در یک تعریف ساده می توانیم حکومت را اینطور تعریف کنیم: «دستگاهی است که بر رفتارهای اجتماعی یک جامعه اشراف دارد و سعی می کند آنها را در مسیر خاصی جهت داده و هدایت نماید.» این تعریف هم شامل حکومت های مشروع و هم شامل حکومت های نامشروع می شود. بنابر این باید ببینیم ملاک و یا به عبارتی شرط مشروعیت یک حکومت چیست. آیا فرد یا گروهی ذاتا و به خودی خود مشروعیت دارند. یا مشروعیت حکومت نسبت به هیچ کس ذاتی نیست بلکه امری عرضی است و از ناحیه کس دیگری باید به آنها اعطا شود؟

غالب مکتب های فکری و از جمله مکتب های طرفدار دموکراسی با ما هم رایند که حق حاکمیت و حکومت (مشروعیت) ارث هیچ فردی نیست بلکه باید از منبعی که این حق اصالتا و ذاتا از آن اوست به دیگری منتقل شود.

این همان استدلالی است که امام رضا علیه السلام در پاسخ مامون بر اعطای حق خلافت به آن حضرت؛ به او دادند که: «اگر اين خلافت مال تو است جايز نيست خودت را خلع كنى و لباسى را كه خدا به تو پوشانده به ديگرى بدهى، و اگر خلافت مال تو نيست چيزى كه مال تو نيست جايز نيست آن را به من بدهى.»

 

خدا؛ تنها منبع ذاتی مشروعیت

به دنبال پذیرش این اصل طبیعتا این بحث مطرح می شود که آن منبعی که قدرت قانونی و مشروعیت را به حاکم و حکومت می بخشد چیست؟ از اینجا است که نظریه ولایت فقیه و فلسفه سیاسی اسلام از بسیاری مکاتب دیگر جدا می شود و با آنها تفاوت پیدا می کند.

این اصل که یکی از مبانی مهم نظریه ولایت فقیه و فلسفه سیاسی اسلام است و همه مسلمانان بر ان توافق دارند و شاید بسیاری از اصحاب شرایع آسمانی دیگر غیر از اسلام نیز آن را قبول داشته باشند، این است که حق حاکمیت و حکومت و امر و نهی کردن اصالتا از آن خدای متعال است.  البته حکومت کردن به معنای خاصش و اینکه کسی مباشرت در کارها داشته باشد و امور را مستقیما رتق و فتق نماید اختصاص به افراد انسان دارد و به این معنا بر خداوند صدق نمی کند.

اما بر اساس نظر  اسلام و بر اساس قانون مالکیت حقیقی که همه انسان ها و موجودات مملوک خداوند هستند؛ بنابراین هیچ انسانی صرف نظر از اختیاری که خدا به او بدهد حق حکومت و هیچ گونه تصرفی در انسان های دیگر، که ملک خدا هستند، ندارد. به هر حال اینکه بدون اذن خداوند متعال نمیتوان در بندگان او تصرف کرد یک اصل اساسی در تفکر اسلامی است.

بر این اساس اگر بگوییم رای مردم است که به شخص حاکم و حکومت او مشروعیت می بخشد (بر طبق نظریه دموکراسی) این سخن نیز باطل است زیرا همان طور که تک تک افراد هیچکدام ذاتا و اصالتا حق حاکمیت ندارند، جمع مردم و جامعه نیز ذاتا و اصالتا از چنین حقی بر خوردار نیست چرا که تمام هستی و متعلقاتشان مال خدا است و همگی ملک حقیقی خداوند هستند و همه رفتارهایشان باید طبق  امر و نهی مالک حقیقی باشد و هیچ حقی ندارند بر دیگران حکومت کنند.

البته باید این نکته را نیز مختصرا اشاره کنیم که خداوند متعال بر اساس آن حق ذاتی و اصیل خود برای حاکمیت، در مرتبه نازلتر چنین حقی را به رسول گرامی اسلام و به حکومت آن حضرت و تصرفاتش در جان و مال و زندگی و حقوق و اختیارات مردم مشروعیت بخشیده است.

بر اساس نظر اسلام تنها خداوند است که می تواند این حق را به فردی از افراد انسان تفویض کند که در درجه اول همانطور که گفتیم این حق به پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه و آله داده شده است.

 

 

منبع: 

برگرفته از کتاب «رهبری در اسلام» نوشته محمدی ری شهری

و کتاب «نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه» نوشته آیت الله محمد تقی مصباح یزدی