کد مطلب: 23492 تعداد بازدید: ۱۵۱

راهنمای معلم؛ کند و کاو فلسفی برای کودکان در کلاس

شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶

هدایت بحث

برای شروع بحث اغلب این فکر خوبی است که از سوال کننده ها بخواهیم سوال خود را مطرح کنند. آنها ممکن است مایل باشند توضیح دهند که چرا سوال مذکور را کردند یا ممکن است لازم بدانند آنچه را در ذهن داشتند با تفصیل بیشتری توضیح بدهند. اجازه دهید تعدادی از بچه ها یکی پس از دیگری، سخن خود را مطرح کنند، به طوری که بحثی پا بگیرد. نکاتی وجود دارد که لازم است شما به محض شروع بحث آنها را در نظر داشته باشید. اینها ممکن است مستلزم مداخله ی شما در جریان بحث باشند.

آیا آنچه می گویند واضح است؟

دانش آموزان ممکن است در بیان نظر خویش احساس مشکل کنند.آنچه آنها می گویند ممکن است مبهم یا گنگ باشد؛ یا به سادگی ممکن است بسیاری از بچه های دیگر کلاس، صحبتهای آنها را نفهمند. برای دیدن علایم نامفهوم بودن مطالب در کلاس، همواره بر برج دیده بانی در انتظار باشید. اگر دانش آموزی در بیان، مشکل دارد، از دانش آموزان دیگر بخواهید تا کمک کنند یا خود بکوشید آنچه را این دانش آموز می گوید به بیانی دیگر اظهار کنید، و آن گاه بپرسید که آیا منظور او را خوب فهمیده اید.

آیا آنچه می گویندهماهنگ است؟

اجازه ندهید که دانش آموزان تناقض گویی، بدون آنکه توجه آنها را به آن جلب کرده باشید. اگر در آنچه دانش آموزی می گوید تناقض یا ناهماهنگی یافتید، از او درباره آن سوال کنید:  "من اول فکر کردم که شما داشتید چنین می گفتید، اما اکنون به نظر می رسد که سخن شما را از این قرار است. آیا همین طور است؟"  این را بوضوح نشان دهید که شما برای هماهنگی ارزش قائل هستید. بزودی در خواهید یافت که بچه ها نیز تصمیم می گیرند هماهنگی را تقویت کنند.

چگونه با عدم توافق مواجه می شوم؟

دانش آموزان همچنین ممکن است  "بایکدیگر"  به تناقض در افتند و این امر اغلب به صراحت، اما گاهی نیز بدون آن که متوجه آن شوند رخ می دهد.

هنگامی که عدم توافق در بحث رخ می دهد، معلم باید از فرصت استفاده کند تا دانش آموزان را در جریان دلیل آوردن و بررسی و ازریابی دلایل درگیر سازد. اغلب اوقات این مهم نیست که آیا دیدگاه معینی، درست است یا غلط، این نیز همواره از اهمیت برخوردار نیست که ما در پی توافق باشیم. از بچه هایی که طرفدار یک دیدگاه هستند بپرسید چرا آن ها به این نحو فکر می کنند و آن گاه از کسانی که دیدگاه متضادی دارند بخواهید که برای نظر خود دلایلی بیاورند. راه دیگر اینکه از کسانی که دیدگاه های متفاوت دارند بپرسید که چرا آنها با آنچه شخص دیگر گفته است مخالفت می ورزند. این فکر خوبی است که بچه ها را ترغیب کنید که بگویند  "من با انچه فلانی گفت مخالفم، مخالفم چون..." . استفاده از این نوع کلمات کمک می کند که عمل دلیل آوردن، به عملی آگاهانه و از روی قصد تبدیل شود.

آیا در سایر مواقع نیز طالب دلیلند؟  

هر جا مناسب بود شما نه فقط لازم است از بچه ها بخواهید تا برای آنچه می گویند دلیل بیاورند، بلکه همچنین باید آنها را ترغیب کنید که از یکدیگر دلیل بخواهند. سوالهایی از این قبیل را مطرح سازید"چرا شما این را می گویید؟"  "از کجا فهمیدید که حق با شماست؟"  "آیا می توانید برای پاسختان دلیلی ذکر کنید؟"  بچه های کلاس را نیز بر آن دارید که اینگونه سوال ها را از یکدیگر بپرسند. شما همچنین لازم است به بررسی این بپردازید که آیا دلیلی که عرضه شده، دلیل  "خوبی"  برآنچه گفته شده به شمار می رود. از کلاس بپرسید،  "آیا شما فکر می کنید که فلان مطلب، دلیل خوبی برای اعتقاد به چنین امری است؟"  "اگر کسی می گفت که این دلیل، دلیل خوبی نیست چون... شما چه پاسخی می دادید؟

آیا ما معیارهای مناسب را مورد استفاده قرار می دهیم؟

معیارها یکی از انواع دلیل است که افراد می توانند در انجام داوری ها به آن ها توسل جویند و ممکن است برای توجیه داوریهای خود به آنها رجوع کنند. معیارها اصول ما هستند و میزانهایی برای طبقه بندی و ارزشیابی اند.

به عنوان مثال، نمی توان یک منزل را درکتابچه ی راهنمای شهر به عنوان هتل پنج ستاره طبقه بندی کرد مگر اینکه مطابق با میزان های معینی باشد.این میزان ها معیارهای کتابچه ی راهنما برای طبقه بندی است. همچنین، اگر من یک سالن غذاخوری را با عنوان عالی توصیف کنم، می توانم به معیارهایی متوسل شوم (احتمالا همچون نحوه ی پذیرایی، فضا، برنامه ی غذایی، عرضه ی غذا و تناسب آن با قیمت)که داوری خود را براساس آنها انجام می دهم. در جایی که در مورد یک داوری، عدم اطمینان یا عدم توافق وجود دارد، اغلب مناسب خواهد بود که معیارهای قابل کاربرد را جویا شویم. این امور را در مورد پژوهش کلاسی نیز می توان به کار گرفت. از دانش آموزان  در مورد استفاده از معیارها سوال کنید:  "چرا (با چه معیارهایی) شما می گویید که این  دو بازیگر باهم دوستند؟"  "چون به نظر نمی رسد که ما در این مورد توافق داشته باشیم که کدام نوع از گیاهان برای نگهداری در واحد مسکونی مناسب تر است، احتمالا می توانیم بپرسیم که برای تشخیص تناسب آنها به چه نوع چیزهایی (چه معیارهایی) باید توجه کنیم."  بعد از اینکه برای اولین بار در مورد معیارها بحث کردید، بچه ها را با اصطلاح  "معیار"  آشنا کنید و در موقعیتهای بعدی، استفاده از این واژه را مورد تقویت قرار دهید. بعد از مدتی نه چندان طولانی، باید بچه ها بتوانند درباره ی معیارهایی که استفاده می کنند از یکدیگر سوال کنند. این مهم است که بچه ها برای ابزارهای فکری که مورد استفاده قرار می دهند نامهایی داشته باشند و معیارها ابزاری برای داوری معتبر است.

آیا ما جایگزین ها را در نظر می گیریم؟

عدم توافق ها همچنین مواردی را فراهم می آورد که دیدگاههای جایگزین اظهار می شود، اما دیدگاههای متفاوت، به هیچ وجه همواره تناقض آمیز نیستند. کندوکاو فلسفی به راحتی، طرح نظرگاههای متفاوت را روا می دارد و بچه ها به زودی در می یابند که با سوالهایی سروکار داشته اند که تصور می کردند  "پاسخ صحیح"  واحدی دارد. پس کلاس فلسفه جایی است که بچه ها در آن ترغیب می شوند که به احتمال هایی مختلف  نظر داشته باشند و در تفکر خود، سعه ی صدر و انعطاف نشان دهند. اگر بچه ها بر فکر واحدی متمرکز شده اند یا احتمال های جایگزین مورد غفلت قرار گرفته است، ممکن است لازم باشد سوال کنید که  "آیا کسی می تواند دیدگاه متفاوتی داشته باشد؟"  "به چه نحو دیگری می توانیم به این مساله نگاه کنیم؟"  "آیا امکان خواهد داشت که به این نحو به مساله نگاه کنیم؟" .

آیا ما تمایزهای مناسبی میان امور قائل می شویم؟

مشکلات اغلب هنگامی رخ می دهند که ما افکار یا شرایطی را که به نحو قابل توجهی باهم متفاوتند، مشابه هم در نظر می گیریم، یا هنگامی که به نحو قابل توجهی به هم شباهت دارند، آنها را متفاوت در نظر می گیریم. مثلا یک کودک ممکن است دعوت یک بیگانه را برای اینکه به همراه او با ماشین  "دوری بزند"،  چندان متفاوت نداند با اینکه همراه والدین این کار را بکند، یا یک سیگاری ممکن است همواره نوع معینی از سیگار را به انواع دیگر ترجیح بدهد، در حالی که توجه اندکی به جنبه هایی (همچون تاثیر بر سلامت) نشان میدهد که همه ی انواع سیگار، از آن حیث، شباهت بارزی به هم دارند.                   

در بحث کلاسی لازم اس شما به این امر توجه داشته باشید که آیا تمایزهای به جایی در بحث صورت می پذیرد. هنگامی که می بینید تمایزهای مهمی مورد غفلت قرار می گیرد، به بچه ها این فرصت را بدهید تا با طرح سوالهای شما به فکر بپردازند: «آیا شما فکر می کنید که این مورد اساسا مانند آن یکی است؟» «اگر اوضاع چنین و چنان بود، آیا تفاوتی حاصل می شد؟» «ب افرض اینکه این چیزها متفاوت هستند، آیا شما می توانید حالت هایی را در نظر بگیرید که آنها به نحو قابل توجهی مشابه هم باشند؟»

چه مفروضاتی را در نظر می گیرند؟

مردم اغلب از عرضه استدلال خوب باز می مانند، نه به سبب آن که مرتکب خطاهای منطقی می شوند، بلکه به سبب آنکه استدلال انها مبتنی بر مفروضات غلطی است که آنها از نقادی آن باز مانده اند. در چنین مواردی ما غالبا می گوییم که مردم «به سوی نتایج جست می زنند». لازم است شما در کلاس به این مسایل توجه داشته باشید. گاهی صرفا با پرسیدن از بچه ها که چرا استنباط معینی کرده اند یا با خواستن از آنها که به کلاس بگویند چگونه به نتایج معینی دست یافته اند، مفروضات مبهم یا نادرست می تواند آشکار شود. در سایر موارد ممکن است لازم باشد که شما مستقیم تر سوال کنید: «آیا شما چنین فرض می گیرید که...»«اگر معلوم شود که چنین و چنان چیزی صادق نیست، چه حالتی پیش خواهد آمد؟»

آیا افراد به دلالتهای آنچه گفته می شود توجه دارند؟

خطای مشترک دیگر در استدلال این است که افراد، دلالتهای مهم آنچه گفته می شود را درک نمی کنند. آنها از استنباط آنچه یک گزاره به آن دلالت دارد باز می مانند و به همین میزان، از درک کامل ان قاصر می مانند. در کلاس فلسفه باید بچه ها را ترغیب کرد که استنباط های مناسب بکنند. شما می توانید با طرح سوالهایی آنها را در این کار کمک کنید: «آیا شما فکر می کنید که آنچه فلانی گفت، به چنین و چنان چیزی دلالت دارد؟»؛ «پیامد های انجام چنین کاری چه خواهد بود؟»

آیا ما به تصحیح نظر خویش می پردازیم؟

تصحیح نظر خویشتن جنبه مهمی از فرایند پژوهش است. بچه ها هنگامی درگیر تصحیح نظر خویش هستند که مثلا عبارت سوالهای خود را تغییر می دهند. توجه داشته باشید که تلاش بچه ها را برای تصحیح تفکر خود اعلام کنید. اعلام عمومی، موجی تشویق و تشجیع آنها در کوشش خود خواهد شد.

آیا نسبت به دیگران ابراز احترام می کنند؟

هر شخصی که در جریان پژوهش کلاسی شرکت دارد، باید نسبت به افکار و احساسات دیگران حساس باشد. نشانه های احترام عبارت است از دقیق گوش کردن به آنچه دیگران می گویند، قطع نکردن صحبت آنها، منتظر نوبت خود شدن و خود داری از تک قطبی کردن گفتگو. ابراز احترام هنگامی صورت می پذیرد که افراد انصاف بخرج دهند و بخواهند دیدگاه دیگری را درک کنند. احترام مستلزم توافق نیست، اما این مهم است که میان نقد افکار و نقد اشخاص تفاوت قایل شویم. مسئولیت معلم آن است که مطمئن شود بچه ها به این ضوابط آگاهی دارند و ببیند که آیا آنها را مد نظر قرار می دهند.

آیا ارتباط مطالب با بحث اصلی را حفظ می کنیم؟

اگر شما به گفتگوهای دوستانه گوش بسپارید، در خواهید یافت که بحث از موضوعی به موضوع دیگر منعطف خواهد شد بدون آنکه بطور خاص، در جایی عنوان بحث مشخص شود. بحث کلاسی که قرار است صورت پژوهشی داشته باشد، با این نوع گفتگو متفاوت است. بحث کلاسی، متمرکز بر سوال، فکر، مساله یا مشکلی است و گفتگو در اطراف آن شکل می گیرد. ممکن است همچنان که بحث پیش می رود، محور بحث تغییر کند. اما کلاس نباید رشته بحث را گم کند و هر جا لازم شد، معلم باید ببیند که آیا دانش آموزان به پیشرفت بحث توجه دارند. هر زمان ممکن بود از شیوه سوال کردن استفاده کنید. «آیا شما می توانید آنچه را هم اکنون گفتید، به آنچه مشغول بحث درباره آن بودیم مرتبط کنید؟» «آیا این به حل مشکلی که به بررسی آن مشغولیم کمکی می کند؟» این امر، شامل طرح سوال هایی می شود که یادآور جهت کلی بحث است.