کد مطلب: 25582 تعداد بازدید: ۷۴

ریشه دشمنی آمریکا با ایرا در شعار «مرگ بر آمریکا» است؟!

سه شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۷
دکتر غلامی: « دشمنی آمریکا با ایران خیلی قبل تر از اشغال سفارت ایران شروع شد.»

نشستی با موضوع « ریشه ها و علل خصومت ایران و آمریکا» در روز شنبه ۹۷/۸/۱۲ با حضور دکتر علی غلامی عضو هيات علمي دانشگاه امام صادق عليه السلام در سالن اجتماعات مدرسه علمیه الغدیر خواهران (تهران) برگزار گردید.

وی با اشاره ای به سیر تاریخی ارتباط دو کشور با هم، در اشاره به چگونگی شکل گیری این رابطه گفت: «شکل گیری این رابطه برمیگردد به سال ۱۲۶۱ هجری شمسی. در این سال آمریکایی ها یک کنسولگری در ایران دایر کردند و بعدا در سال ۱۹۴۴ یعنی یکسال مانده به پایان جنگ جهانی دوم، برای اولین بار سفیر خود را به ایران فرستادند و این شروع رابطه ما بود.»

وی افزود: «این رابطه در یک زمان کوتاه، خیلی عمق پیدا کرد و به صورت شتابنده ای رابطه ما گرم شد! در حدی که وقتی کارتر در دهه ۵۰ به تهران آمد؛ گفت که ایران به دلیل رهبری بزرگ شاه؛ جزیره ثبات در یکی ازآشوب زده ترین نقاط جهان شده است و این به دلیل احترام، ستایش و عشقی است که ملت ایران به شاه خود دارد. کارتر به عنوان نماینده آمریکا معتقد بود که هیچ کشور دیگری در جهان برای برنامه ریزی مشترک با آمریکا از ایران به آمریکا نزدیک تر نیست، حتی از رژیم صهیونیستی! و هیچ کشور دیگری برای بررسی مشکلات منطقه ای که مورد علاقه هر دو طرف است غیر ازایران وجود ندارد!»

وی به قطع رابطه آمریکا با ایران در فروردین ماه سال ۵۹ اشاره کرده و در ادامه افزود: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی رابطه ما از طرف امریکایی ها قطع شد و امام خمینی(ره) در پیامی گفتند که اگر کارتر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه بوده. این قطع رابطه دلیل قطع امید آمریکا از ایران است و رابطه با یک چپاولگر، همیشه به ضرر طرف مظلوم است.»

دکتر غلامی گفت: «خیلی ها فکر می کنند که عامل  خصومت آمریکا «مرگ بر آمریکا» گفتن ما است! در پاسخ باید گفت که آیا کشورهای دیگری که آمریکا با آنان دچار مشکل است و آنها را در تحریم و بحران نگه داشته؛ چنین شعاری می دادند..؟! دشمنی آمریکا با ایران خیلی قبل تر از اشغال سفارت ایران شروع شد.»

وی با استناد به اسناد منتشر شده در سال ۱۹۸۱ که به افشای نقش سازمان اطلاعاتی آمریکا (CIA) درکودتای ۱۳۳۱ می پردازد؛ دشمنی آمریکا با ایران را دارای سابقه ای طولانی دانست و ابراز داشت: «انگلیسی ها ملی شدن صنعت نفت را به عنوان خطری برای امنیت جهانی می دانستند و به همین جهت آن را در شورای امنیت مطرح کردند. در آن زمان، دکتر مصدق به آمریکایی ها پناه برد و از آنها قول همکاری گرفت و آمریکایی ها گفتند که در این قضیه میانجی گری خواهند کرد که نتیجه اش شد، کودتای ۱۳۳۱ و برکناری و تبعید مصدق! فرد محوری در شکل گیری آن کودتا کسی به نام کرملین روزولت -یک آمریکایی- بود. آمریکایی ها که قول همکاری و همراهی داده بودند، خودشان در ایران کودتا کردند! اینجا نه انقلاب پیروز شده و نه اشغال سفارت را داریم؛ پس این دشمنی علل و ریشه های دیگری دارد.»

مانع تراشی ها و دخالت های آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی را تمام نشدنی دانست و در ادامه افزود: «سولیوان در ۱۸ آبان ۵۷ و در تلگرافی که به آمریکا می فرستند؛ دولت نظامی ازهاری را در آن زمان، آخرین شانس بقای شاه می داند و معتقد بود اگر این دولت نظامی به نتیجه نرسد؛ پیروزی انقلاب اجتناب ناپذیر است و آنها باید خودشان را آماده مقابله با این واقعیت کرده و طرحی که برای پایان بخشیدن به بحران ایران در آن بره مطرح می کند این است که باید بین نیروهای انقلابی و نیروهای مسلح سازش بوجود آید و برای این می باید نه فقط شاه بلکه بسیاری از فرماندهان و افسران ارشد از صحنه خارج شوند! آمریکا در آن زمان، رسما برای همه مسائل این کشور طرح داده است!»

وی با اشاره به فرار شاه از ایران و موضعگیری آمریکا و دیگر متحدانش نسبت به این مساله؛ گفت: «وقتی شاه می خواست از ایران خارج بشود، به کشورهای مختلفی از جمله انگلیس، فرانسه، سوئیس و اردن درخواست داد که هیچ کدام درخواست او را قبول نکردند زیرا پذیرش شاه به معنای نوعی اعلام خصومت با حکومت جدید ایران بود و آنها نمی خواستند تا این هزینه را پردازند. تنها که کشوری که با شرط او را پذیرفت آمریکا بود که فرضیه ای قوی اینجا مطرح است که آنها شاه ایران را کشتند زیرا تا وقتی شاه زنده بود، ایران گروگان ها را پس نمی داد فلذا او را کشتند تا بتوانند از این شر، خلاص شوند.»

دکتر غلامی عملکرد آمریکا در جنگ ۸ ساله با ایران کاملا غیرمنصفانه توصیف کرده و ابراز داشت: «آمریکا در آغاز با ایران جنگ بیانیه داد و گفت که ما بی طرفیم؛ اما برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر در آن زمان معتقد بود که آمریکا در مقابل دولتهایی که در مقابل ایران می توانند عملیات نظامی بکنند نباید بی طرف بماند! سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نیز در همان زمان گفت که بی طرفی آمریکا به معنا بی تفاوتی آن نیست و برای تضمین تداوم جریان نفت، در مقابل تهدید های نظامی از نیروهای نظامی استفاده خواهند کرد!»

وی افزود: «در آن زمان پروژه مطرح شد که بر طبق آن، ایران در ردیف کشورهای حامی تروریست قرار می گرفت و فروش سلاح به ایران ممنوع اعلام شد؛ اما همزمان عراق را از این لیست خارج می کنند! همه اینها در شرایطی صورت می گیرد که آمریکا در این جنگ اعلام بی طرفی کرده است! آنها برای عراق تسلیحات رایگان فراهم کردند و بعضی شرکت های آمریکایی، عراق را تجهیز مالی می کنند و اطلاعات نظامی برای آنها می فرستند. در سال ۶۴ هشت گونه سیاه زخم را به عراق دادند تا بمب شیمیایی تهیه کند!»

وی گفت: «در کتاب کسوف (آخرین روزهای CIA) نوشته شده که سازمان سی آی ای  سیستمی ایجاد کرده بود که واشنگتن را مستقیم به عراق وصل می کرد و برای دو ماه متوالی صدام حسین از بغداد اطلاعات مستقیمی را درباره آرایش نظامی ایران دریافت می کرد. این اطلاعات برای این داده می شدند که به عراق در مقابل ایران برتری داده شود!»

 وی به اقدام عربستان در زمان جنگ ایران و عراق اشاره کرده و افزود: «برای اینکه ایران مهمترین منبع خودش را که فروش نفت است، از دست بدهد؛ به عربستان گفته شد تا ۲,۵ میلیون تولید نفت خود را تا ۶ میلیون بشکه نفت افزایش دهد و قیمت نفت از ۳۰ دلار شد ۹ دلار و از جهت اقتصادی لطمه عجیبی به ایران در طول جنگ وارد گردید که این از جانب آمریکایی بود که اعلام بی طرفی می کرد! و بسیاری از ین موارد فتنه برانگیز که توسط خودشان گزارش داده شده است.آمریکا در اوج بی طرفی بیشترین کمک ها را به عراق انجام داد!!»

وی با شرح و بیان دشمنی های آمریکا با ایران در طی این سالها به شلیک ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران اشاره کرده و ابراز داشت: «جورج بوش پدر مرداد۶۷ میگوید که من هرگز از طرف آمریکا عذرخواهی نمی کنم و اهمیتی هم نمی دهم حقیقت چیست! راجرز  فرمانده ناو آمریکایی-  هم میگوید که اگر این مساله هزار بار هم اتفاق بیوفتد، من باز هم دستور شلیک میدهم!!»

دکتر غلامی عضو هيات علمي دانشگاه امام صادق عليه السلام؛ بیشترین و هدفمند ترین تحریم ها را در زمان اوباما دانست و با تاکید بر نقش مستقیم آمریکا در حمایت از فتنه در ایران افزود: «سفارت هر کشور مانند بخشی از خاک آن کشور است. اما باید بدانیم که با وجود سفارت های دیگری که در ایران بود، چرا به سفارتخانه آمریکا حمله شد؟  ما در قانون مجازات داریم. سوالی مطرح میشود و آن اینکه اگر یک خارجی در ایران مرتکب خطا بشود آیا به ایران ربط دارد؟ بله در صورتی که علیه منافع ایران کاری انجام بدهد، ما حق رسیدگی داریم و این قانون همه جای دنیا این گونه است. اشغال سفارت همین مساله بود. »

وی افزود: «بعد از آزادسازی گروگانها چرا دشمنی آمریکا ادامه داشت؟ پس دلیل دیگری در میان بود. سفارت امریکا در ایران دقیقا مشغول چه کاری بود؟ وقتی یک کشوری انقلاب کرده و پیروز شده، دیگر همه چیز تمام است اما آمریکایی ها تمامش نکردند!»

ما پیروز شدیم و کاری هم به آمریکا نداریم اما آمریکا به دشمنیش بر علیه ما ادامه میدهد. تمام دارایی ها و ثروت های ما را بلوکه کردند، پول گرفته بودند و ما اجناسی از آنها خریده بودیم اما اجناس را تحویل ندادند و سفارتشان هم که جاسوسی می کرد! از اسنادی که توانستیم بازیابی بکنیم معلوم شد جاسوسی رسمی آنها بر علیه ایران و ایجاد آشوب و نا امنی. »

دکتر غلامی با اشاره به شرایط موجود در مقابله با آمریکا گفت: «ما دو راه داریم: مذاکره با وضع موجود و مذاکره با وضع مطلوب.

مذاکره با وضع موجود، همین چیزی است که داریم امروز در جامعه می بینیم و اینکه موفق شده و نشده نیازی به توضیح نیست. ما تعهدات را زودتر از موعد انجام دادیم و چند صد میلیارد دلار که نمیشود روی آن قیمت گذاشت! ما ضرر کردیم و در همین شرایط، طرف مقابل شروع کرد به وقت کشی کردن و فرصت سوزی.»

وی با اشاره به تاثیر مثبت مذاکره از نقطه قوت با بیان مثالی افزود: «پس از پایان جنگ جهانی دوم، در چین فردی آمد سرکار به نام مائوی معروف که همه در تاریخ او را به همین نام می شناسند. آمریکایی ها شدیدترین تحریمها را بر علیه چین کردند. چین به نیروی کار داخلی توجه کرد و به مرور زمان، روز به روز قوی تر شد تا جایی که آمریکا از ترس قدرت گیری بیشتر چین و الگو شدن آن برای دیگر کشورها، تصمیم به مذاکره با آن گرفت اما حالا این چین بود که از موضع قدرت برخورد می کرد و برای مذاکره شرط می گذاشت. اما بدترین نمونه برای مذاکره از نقطه ضعف لیبی است. قذافی در لیبی تجهیزات هسته ای خود را با یک تهدید آمریکا، دو دستی تقدیم آنها کرد و سرانجام حقارت باری را که داشت همه می دانیم.»

وی در تطبیق شرایط موجود و مذاکره از نقطه قوت و ضعف در ادامه سخنان خود ابراز داشت: «ما در آلماتی یک پیشنهاد دادیم و شرط گذاشتیم. آنها هم قبول نکردند. در آلماتی دو ما داشتیم امتیازاتی می گرفتیم -که یک دهم آن را در مذاکرات نگرفتیم- تا رسیدیم به انتخابات و وعده مذاکره! اما چه شد؟ بعد از انتخابات آمریکا عقب نشینی کرد و گفت ایران به هیچ نحو حق غنی سازی ندارد و ما همه چیز را از دست دادیم.»

دکتر غلامی عضو هيات علمي دانشگاه امام صادق عليه السلام  در خاتمه این نشست خاطر نشان کرد: «اگر ما در رابطه با انرژی هسته ای و آمریکا درست حرکت کنیم، کشورهای متعددی هستند که به دنبال ما حرکت خواهند کرد و ما باید از نقطه قوت وارد شویم.»

 

نوشته های مرتبط