کد مطلب: 30089 تعداد بازدید: ۳۱۳

مدرسه علمیه الغدیر

مذاکره؛ عزت یا ذلت؟!

چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۴۷:۴۸
بیانیه ای در پاسخ به عزتمندی سیاسی از منظر وزیر محترم راه و شهرسازی؛ جناب آقای عباس آخوندی - منطبق بر بیانات مقام معظم رهبری

عباس آخوندی با اشاره به مذاکرات ایران با 6 قدرت جهانی اظهار کرد: آنچه رخ داد از یک سو رفع مخاطره و از سوی دیگر بازگشایی و کاهش هزینه مبادله تجاری ایران بود.

وی با بیان این که باید بتوانیم از طریق همکاری و از طریق حضور فعال در بازار جهانی و دیپلماسی اقتصادی سهم ملت ایران را از بازار تجارت جهانی به دست آوریم، تصریح کرد: یک بخش این هدف در غالب سیاست خارجی رخ می دهد مثل فعالیت های دولت برای تسهیل ورود به بازار جهانی و تلاش هایی که دولت در جهت کاهش هزینه مبادلات ایران در سطح جهانی داشت.

وی با اشاره به این که هزینه بسیار زیادی را از تحریم متحمل شده ایم، افزود: قطعا آنجایی که پای عزت و سرافرازی باشد هر هزینه ای را پرداخت می کنیم. هیچ هزینه ای بیشتر از هزینه جنگ نبود اما ملت ایران با شهدا، جانبازان و ایثارگرانش آن را پرداخت، با این حال تدبیر حکم می کند تا جایی که بتواینم از پرداخت هزینه پرهیز کنیم و با حفظ عزیت هزینه مبادله را کاهش دهیم.

وزیر راه و شهرسازی بیان کرد: آنچه در دولت تدبیر و امید انجام شد آن بود که با حفظ موقعیت عزت و اقتدار ایران توانستیم راه ورود کشور را به بازارهای جهانی هموار و هزینه مبادلات ایران با جهان را کاهش دهیم.

آخوندی گفت: هیچ عزتی بالاتر از این نیست که کشوری به تنهایی روبروی 6 قدرت بزرگ جهانی می نشیند و با آنها صحبت می کند، این به رسمیت شناختن قدرت ایران است.

وی یادآور شد:محصول این مذاکرات سرافرازی برای ایران بود که ثمره راهنمایی های رهبری و مجاهدت کسانی است که در راه آزادی ایران تلاش کردند و اکنون نوبت باقی اعضای دولت است.

 


و اما پاسخ:

 

مذاکره؛ عزت یا ذلت؟!

 

از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، هدف دولت آمریکا از طرح بحث مذاکره ایران و آمریکا، زمینه سازی برای بهره برداری تبلیغاتی و گرفتن ژست ابرقدرتی توسط دولتمردان این کشور است و مذاکره با آمریکا ضمن آنکه فضای مبارزات ضد استکباری مبارزان اسلامی را تضعیف می کند، در حل مشکلات داخلی ایران نیز بی تأثیر است.

 

ابرقدرتی با این همه ادّعا، با این همه باد و بروت جهانی و سیاسی، یک جا هست که برایش ارزش و اعتبار و احترامی قائل نمی شوند؛ آن یک جا کجاست؟ جمهوری اسلامی ایران. جمهوری اسلامی و ملت ایران، هیبت شکن ابرقدرت امریکا در دنیا شدند...

 

برای امریکا مهم است که ایران اسلامی که از روز اوّل به دلایل روشنی در مقابل امریکا ایستاد و تسلیم امریکا نشد و گفت که با امریکا مذاکره نمی کنم، حالا بگوید که بسیار خوب، چَشم، ما هم مذاکره می کنیم! می گویند بفرما، ابرقدرتی کامل شد! این منطقه ای هم که زیر بار نمی رفت، زیر بار آمد؛ این جا هم عتبه را بوسیدند!

 

اگر جمهوری اسلامی با امریکا پشت میز مذاکره بنشیند، امریکاییها خیالشان از این جهت راحت می شود؛ به هرجایی در دنیا می گویند: شما برای چه تلاش می کنید؟ شما که مثل ایران نخواهید شد، به پای ایران که نخواهید رسید! هر چه بشوید، یک ملت و یک نظام و آن شکوه و شجاعت را که پیدا نخواهید کرد؛ آنها هم بالاخره مجبور شدند و این جا پای میز مذاکره آمدند؛ شما دیگر چه می گویید؟! یعنی با تسلیم ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران به نشستن پای میز مذاکره با امریکا، خیال امریکا از بسیاری از این مبارزات دنیای اسلام آسوده خواهد شد.

 

23/12/91

 

 

 

نگاهی به تاریخچه ایستادگی با عزت جمهوری اسلامی ایران در برابر ابرقدرتها

 

قبل از انقلاب، کشور از لحاظ سیاسی وابسته بود؛ انقلاب آمد استقلال کامل سیاسی را به کشور داد. یعنی امروز در این دنیای بزرگ، در میان این قدرتهای بزرگ، یک قدرت وجود ندارد که بتواند ادعا کند خواست او، اراده ی او بر اراده ی مسئولین کشور یا ملت ایران اندک تأثیری دارد. این نکته ی بخصوص - یعنی ایستادگی، استقلال، عزت سیاسی - بیشترین جذابیت را برای ملتها دارد. اینکه میبینید ملتها نسبت به ملت بزرگ ایران احساس احترام میکنند، بخش عمده اش مربوط به این قسمت است: استقلال سیاسی.

 

 

 

قبل از انقلاب، تکیه ی علم و فناوری کشور به طور کامل به غرب بود. بارها گفته ام؛ بعضی از قطعات هواپیماهای نظامی ما را که خراب شده بود، سائیده شده بود، بنا بود اصلاح شود، اجازه نمیدادند مهندسین داخلی نیروی هوائی این قطعه را باز کنند، ببینند چی هست، چه برسد به اینکه به فکر درست کردنش بیفتند. قطعه را میگذاشتند توی هواپیما، می بردند آمریکا، یکی به جایش میآوردند؛ یا اگر بنا بود اصلاحش کنند، اصلاحش میکردند. صنعتی که وجود داشت، صنعت مونتاژ محض بود، بدون هیچ ابتکاری. بعد از انقلاب، خودباوری علمی و اعتماد به نفس ملی به وجود آمد؛ حضور این همه دانشمند، دانشمندان برجسته و بزرگ، در رشته های مختلف، مشاهده شد. امروز ما دانشمندانی در داخل کشور داریم که در سطح جهان، شبیه آنها و نظیر آنها قابل شمارشند؛ تعداد معدودی هستند. دانشمندان ما پیش رفتند؛ غالباً هم جوان.

 

خطبه های نماز جمعه تهران – 15/11/1389

 

اولین مسئله ی بصیرت این است که این استکبار چیست که باید با آن مبارزه کرد. استکبار یعنی قدرتی در دنیا یا قدرتهائی در دنیا؛ چون نگاه میکنند به خودشان، میبینند دارای امکانات پولی و تسلیحاتی و تبلیغاتی هستند؛ بنابراین باید به خودشان حق بدهند که در امور زندگی کشورها و ملتهای دیگر، دخالتهای مالکانه بکنند؛ این معنای استکبار است.

 

آمریکا مستکبرانه بر این کشور پهناور، بر این ملت بزرگ با این تاریخ غنی پنجه انداخته بود و در امور مهم و اساسی کشور ما دخالت میکرد. علت هم این بود که زمامداران کشور فاسد بودند، در ملت جایگاهی نداشتند، دنبال تکیه گاه میگشتند، به آمریکا تکیه میکردند. آمریکا هم که مفت به کسی چیزی نمیدهد؛ حمایت از آنها را در گرو دخالت کامل در امور کشور قرار داده بود.

 

آمریکا یک مستکبر به تمام معناست. مسئله ی ما هم فقط نیست، مسئله ی دنیاست؛ مسئله ی دنیای اسلام است. آمریکائیها نسبت به همه جای دنیا این روح استکباری را دارند.

 

 

 

امام بزرگوار ما، در مقابل همه ی اینها گفت: جمهوری اسلامی هیچ رودربایستی با هیچ دولتی ندارد! خوب، شما میبینید که نتیجه ی این رویاروئی، بالندگىِ هرچه بیشتر ملت ایران، پیشرفت هرچه بیشتر جمهوری اسلامی، قوت روزافزون این کشور و این نظام بوده.

 

 

 

هر وقت که لبخندی به روی مسئولین جمهوری اسلامی زدند، وقتی دقت کردیم، دیدیم خنجری در پشت سرشان مخفی کرده اند؛ از تهدید دست برنداشته اند؛ نیتشان عوض نشده است. خنده ی تاکتیکی، لبخند و روی خوش تاکتیکی، فقط بچه ها و کودکان را فریب میدهد.

 

 

 

من تعجب میکنم. چرا از وضع گذشته عبرت نمیگیرند؟ چرا حاضر نیستند ملت ما را بشناسند؟

 

 

 

بارها من گفته ام، باز هم تکرار میکنم: اقتدار حقیقی یک ملت در گرو علم است. علم است که بقیه ی منابع و مایه های اقتدار را به کشور ارزانی میدارد.

 

بیانات در دیدار دانش آموزان در آستانه ۱۳ آبان - 12/8/88

 

 

برای یک ملت، درس عزّت و افتخار از حسین بن علی علیه السّلام درس گرانبهایی است. میدانهای گوناگونی هم برای بروز دادن عزّت و افتخار ملی وجود دارد.

 

بیانات در دانشگاه افسری امام علی(ع) – 7/8/81

 

امیدواریم ملت عزیز ما با تمسّک به معنویتِ حسین ‏بن‏ علی علیه ‏السّلام و با آشنایی بیشتر با آن بزرگوار، عزّت و افتخار و سربلندی را برای خود کسب کند.

 

پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای سال 1381 – 1/1/81

 

 

 

بعضی از انسانها از حقایق غفلت میکنند و بعضی از دلهای ناپاک، از غفلت دلها سوء استفاده نموده و مقاصد شیطانی و اهداف پلید را در فضای غفلت از حقایق، منتشر میکنند.

 

 

 

مسؤولان کشور برای همیشه وظیفه دارند رفتار علوی را سرلوحه همه کارها و برنامه های خودشان قرار دهند. زمانی نظام اسلامی دچار اختلال واقعی خواهد شد که فراموش کند نماد و سرمشق بزرگی مثل علی بن ابی طالب علیه السّلام دارد. حکومت علوی باید همیشه در مقابل چشم ما باشد و در آن جهت حرکت کنیم و آن را بخواهیم و برای آن تلاش نماییم. آرزوهای انسانهای ستمدیده تمام قرون در حکومتی برآورده خواهد شد که با رفتار علوی اداره شود، و لاغیر.

 

 

 

همه بدانند تهدید دشمنان این ملت و کشور - چه تهدید نظامی و چه تهدید سیاسی - برای این کشور چندان حائز اهمیت نیست و برای این ملت تهدید واقعی به حساب نمی آید. این ملت یک ملت شجاع است که طعم عزّت و استقلال را چشیده است. این جوانان - که عمده نسل امروز ما را تشکیل میدهند - هرگز بیگانه ای را بر کشور خودشان مسلّط ندیده اند.

 

 

 

عزّت و افتخار حسینی. این عزّت، چگونه عزّتی است؟ این افتخار، افتخار به چیست؟ آن کسی که حرکت حسین بن علی علیه السّلام را بشناسد، میداند که این عزّت، چگونه عزّتی است.

 

 

 

قدرت ظالم آن دوران، میخواست امام حسین علیه السّلام را مجبور کند به جای این که مردم را ارشاد و هدایت فرماید و گمراهی آن حکومت ظالم را برای آنان تشریح نماید، بیاید حکومت آن ظالم را امضا و تأیید هم بکند! قیام امام حسین علیه السّلام از این جا شروع شد.

 

 

 

امام حسین علیه السّلام مظهر عزّت بود.

 

بیانات در پادگان دوکوهه - 9/1/81

 

 

 

در نظام جمهوری اسلامی - از روز اوّل تا به حال با دشمنانی مواجه بوده ایم. اگر ما چشم خودمان را بر این دشمنها ببندیم، این دشمنها از بین نمیروند. اگر ما به خودمان تلقین کنیم که او دشمن ما نیست، او از دشمنی منصرف نخواهد شد؛ باید دشمن را شناخت.

 

 

 

آیا امکان رفع این دشمنی هست یا نه؟ این سؤال مهمی است. اگر انسان بتواند یک دشمن را - هرچه هم بدخواه و بددل - از دشمنی منصرف کند، این یک پیروزی است. آیا امکان رفع این دشمنی هست یا نه؟

 

یک پاسخ این است: آن طور که من نگاه میکنم، به طور طبیعی چنین امکانی را نمیبینم.

 

آنها حاضرند کنار بیایند، اما به شرط این که جمهوری اسلامی، دیگر «جمهوری اسلامی» نباشد؛ «جمهوری» نباشد؛ «اسلامی» هم نباشد؛ نه متّکی به مردم و نه بر محور اسلام باشد. اگر این طور شد، آن وقت با کمال میل حاضرند جلو بیایند؛ در رأس حکومت هم هر که باشد!

 

 

 

 اگر فرض کنیم که رفع دشمنی ممکن باشد، فقط با اقتدار و عزّت و استقلال ایران ممکن است؛ نه با ذلّت.

اگر ایران اسلامی به همّت شما جوانها و به همّت این نسلِ رو به رشد امروز، مدارج علمی را طی کند و از لحاظ صنعت و صنعت برتر، فنآوری و فنآوری برتر و علمی که امروز مورد نیاز است، بتواند سهم وافری را به خودش اختصاص دهد که نتوانند به او زور بگویند؛ بتواند قدرت نظامی خودش و پایه های اقتصادی کشور را مستحکم کند، بتواند این محرومیتها را برطرف کند، بتواند از منابع سرشار و غنی این کشور در همه جا بهره برداری کند، بتواند معرفت سیاسی را در آحاد مردم بالا ببرد، آن وقت ممکن است دشمنی آنها کم شود. بنابراین اگر ممکن باشد، آن روز ممکن خواهد بود.

 

 
از امضای برجام میگذرد اما هیچ تأثیر محسوس و ملموسی هم در وضع معیشت مردم به وجود نیامده است.


امروز مسئولین دستگاه دیپلماسی خود ما و همان کسانی که در این مذاکرات از اوّل تا آخر حضور داشتند، همینها دارند میگویند.

 

به دشمن اطمینان نمیشود کرد.

 


شما وقتی در مقابل دشمن، درحالی که میتوانید ایستادگی کنید؛ عقب نشینی کردید، دشمن جلو می آید.

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم - 11/5/95

 

 

این که بعضی بردارند طبق میل دل کارشناسان سیاسی امریکا، دم از نزدیکی و مذاکره و ارتباط بزنند و فضا را عادّی سازی کنند، این بزرگترین توهین و خیانت به این مردم است.

 

اگر قرار است سخن از رفع دشمنىِ دشمنان سوگند خورده بر زبان آورد، باید آن روزی باشد که این کشور از لحاظ اقتصادی پایه های خودش را مستحکم کرده باشد؛ محرومیتها را رفع کرده باشد؛ این نسبت بیکاری را از بین برده باشد؛ آینده جوانها را روشن کرده باشد؛ جوان تحصیل کرده و فارغ التحصیل دغدغه معاش و دغدغه کار نداشته باشد؛ از لحاظ مسائل فرهنگی این کشور بتواند هنرمندانی تربیت کند که بر طبق منافع و مصالح ملی، سینمای کشور را اداره کنند؛ هنر کشور را اداره کنند؛ مطبوعات کشور را اداره کنند. اگر این طور شد، آن وقت نوبت این خواهد رسید که برای رفع دشمنی فکر کنیم؛ والّا در غیر آن صورت، هرگونه نزدیک شدن به دشمن، هرگونه نرمش نشان دادن در مقابل دشمن، تیز کردن آتش دشمنی و ستمگری دشمن است.

 

بیانات در دیدار جمعی از جوانان استان اردبیل - 5/5/79

 

 

 

 یک عدّه ای دارند این جور وانمود میکنند که کأنّه این دستاوردهایی که حالا مثلاً پیدا شد، آمریکا یک لطفی کرد به ما که این تحریمها را مثلاً برداشت؛ این جور نیست. یک عدّه ای از این فرصت میخواهند استفاده کنند، باز چهره ی منحوس استکبار را بزک کنند؛ این خیلی خطرناک است. چه لطفی؟

 

بیانات در دیدار دست اندرکاران برگزاری انتخابات - 30/10/94