کد مطلب: 63437 تعداد بازدید: ۲۵۰

مدرسه علمیه الغدیر

عزاداری‌ها، نیازهای ما برای عاشقی اند..

یکشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۱۰:۵۰
گزیده ای از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

 

در ابتدای بحث سؤالی جدی مطرح است، که لازم است هر کدامِ ما آن را از خودمان بپرسیم؛

همه‌ی ما باید حداقل، امام زمان‌مان (علیه السلام)  را به عنوان یک «مؤمن» دوست داشته باشیم و حقوق او را ادا کنیم.

اینکه فکر کنیم حضرت در غیاب ‌شان از ما چه توقعی دارند؟ ما می‌دانیم که ایشان تنها دو صفت وفاداری و همدلی را از ما خواسته اند. باید برای رسیدن به این دو صفت تلاش کنیم. زمان غیبت امام زمان (علیه السلام) ، فرصتِ عشق بازی با ایشان و با همه‌ی اهل آسمان است، و اساساً فرصت زندگی ما، جز فرصتی برای عاشقی نیست. چرا ما هوس عشق بازی با آسمان به سرمان نمی‌ زند؟ چرا ما عطش رسیدن به بهشت، مشتاق‌مان نکرده است؟ چرا ما از این فرصتِ عاشقی، برای رفاقت با اشرافِ آسمان استفاده نمی‌ کنیم؟

پاسخ تمام این سؤالات یک جمله است؛ گناهان، ذائقه ما را کور کرده‌اند، گناهان، راهِ آرزوهای بلند را برای ما بسته اند.

آنقدر انواع کمالات و افکار چهار بخش پایینی، ذهن ما را به خود درگیر کرده‌اند، که اساساً راه غیب را در وجود مان بسته‌ایم. هر چقدر درگیری و مشغولیتِ بخش‌های پایینی در انسان زیادتر باشد، ذهن و قلبِ انسان از پرداختن به آسمان عاجزتر می‌شود.

دنیا، فرصتِ عاشقی است... قدر این حجله‌گاه را بدانیم، حتماً روزی حسرتش، ما را به خود مبتلا خواهد کرد.

عصر غیبت، زمان حفظ حرمتِ امام زمان (علیه السلام) در زمان نبودن اوست. تمام سرمایه‌ی ما در زمان غیبت همین دو عامل است؛ وفاداری به امام زمان؛ و تلاش همدلانه برای رفع موانع ظهور.

براستی! دل ما چقدر درگیر امام زمان (علیه السلام)  است....

چقدر عاشقانه برایش دعا کرده‌ایم.....

چقدر بی‌قرارِ دیدنش شده‌ایم.....

چقدر برای آمدنش دویده‌ایم....

حسین زمان خودمان را پیدا کنیم...

 عزاداری‌ها، نیازهای ما برای عاشقی اند، نه نیاز اهل آسمان. امّا فراموش نکنیم که اگر در هیاهوی سبک عزاداری‌ها، ذهن ما از توجه به مصیبت اعظم (فقدان متخصص معصوم) جا بماند، عزاداری‌های ما فایده‌ای ندارد. اساسِ نهضت عاشورا فقط و فقط برای رسیدنِ ما به حسینِ زمانمان به پا شده است، اما قرن‌هاست، که حسینِ زمان در لابه‌لای عزاداری‌ها گم شده است.

ما باید در لابه‌لای عزاداری‌ها، به دنبال یک روزیِ عظیم بگردیم؛ روزی انتقامِ امام زمان،علیه السلام  انتقامِ امام حسین علیه السلام..

باید آسمان حسِ انتقام را در دلِ ما تأیید کند، باید آسمان بر قلب ما، مُهرِ انتظار بزند، و اگر به اینجا برسیم، به عالی ترین درجه‌ی انسانی رسیده و با امیرالمؤمنین و هم‌درجه‌ی او محشور خواهیم شد.

اولاً باید در شلوغی‌های عزاداری‌ها، تنهایی، غربت، آوارگی و اضطرار امام زمان (علیه السلام) را فراموش نکرده و ثانیاً به مردم این مصیبت اعظم را یادآوری کنیم.

اینکه عزاداری‌های ما نمی‌تواند، موانع ظهور را رفع کند، نشان می‌دهد که ما چقدر از مقام یک عزادار حقیقی دور هستیم.

باید تمرین کنیم مانند زُهیر واردِ چادر امام حسین‌مان (علیه السلام) شویم، ما باید از وهب نصرانی و مادرش قربانی دادنِ برای متخصص معصوم را یاد بگیریم، تا در لابه‌لای دلبستگی‌های زندگی از حسین‌ِ زمانمان جا نمانیم.

ما باید در این عزاداری ها فریاد بزنیم که:

حسین هزار و چهارصد سال پیش اکنون در عالی‌ترین مقامات بهشتی است...

حسینِ ما کجاست؟ او را پیدا کنیم...

هزاران مجلس برای حسین (علیه السلام) به پا می‌شود، اما اگر برای امام زمان (علیه السلام) حرفی برای گفتن نداشته باشد، هیچ فایده‌ای ندارد. عزادار باید به مقامی برسد که وقتی از خیمه‌ی حسین (علیه السلام) بیرون می‌آید، شروع به نقشه کشیدن برای رسیدن به چادر امام زمانش کند. یک عزادار حقیقی، حداقل کاری که باید برای امامِ زمانش بکند این است که به یک دعای مضطرانه دست پیدا کند به مقامی برسد که بتواند چند دقیقه برای امام زمانش گریه کند.

ما باید در لابه‌لای عزاداری‌ها، بخش فوق عقلانی‌مان را به قدرت برسانیم، به شادی و آرامش ....

در غیر اینصورت ما همواره گرفتار چهار بخش پایینی‌مان بوده و هرگز قلبی آرام، رها، شاد و خالی از دنیا و سرشار از آسمان نخواهیم داشت...

نوع دعاهای ماست که قیمت ما را مشخص می‌کند ... در لابه‌لای عزاداری‌ها کمتر از امام زمان (علیه السلام) و پیوند با او چیزی نخواهیم ...

اخبار مرتبط